پس از 35 سال انتظار براي كتاب استاد محمود جوادي‌پور؛ نمدهاي ايران منتشر مي‌شود




86/9/12 - کارپتور
    با تشکر از خانم چتر فيروزه
    
    كتاب «پژوهشي در نمدهاي ايران» بعد از 35 سال وقفه، در آستانه برگزاري همايش «گنجينه‌هاي از ياد رفته هنر ايران»، به‌زودي منتشر مي‌شود.
    كتاب «پژوهشي در نمدهاي ايران؛ منطقه گرگان و دشت» كه حاصل تحقيقات استاد محمود جوادي پور، نقاش و گرافيست برجسته، در دهه پنجاه است، پس از 35 سال به مناسبت برگزاري همايش «گنجينه‌هاي از ياد رفته هنر ايران» منتشر مي‌شود.
    اين كتاب، بهترين نمونه‌هاي نمدهاي منطقه شمال كشور را مورد بررسي قرار داده و حاوي تصاوير بسيار نادر و زيبايي در اين حوزه است. كتاب «پژوهشي در نمدهاي ايران» از سال پنجاه چندين بار تا مرحله چاپ پيش رفته، اما منتشر نشده است. قرار است اين بار با همكاري فرهنگستان هنر جمهوري اسلامي‌ايران و سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري در پانصد صفحه و در قطع خشتي بزرگ توسط انتشارات فرهنگستان هنر منتشر شود.
    استاد محمود جوادي‌پور، نقاش، گرافيست و محقق قديمي كه شاگردان زيادي را در اين هنر تربيت كرده است، يكي از با سابقه‌ترين طراحان آرم و آغازگر چاپ رنگي در ايران بوده است.
    همايش «گنجينه‌هاي از ياد رفته هنر ايران»، 25 و 26 آذرماه در تهران برگزار مي‌شود.

  
نویسنده : دکتر سيد علي مجابی ; ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/۱٢


معرفی برخی دیگر از سایت های مفید جهت استفاده دانشجویان

1-      www.rugnews.com

ارائه اخبار در مورد قالی و سایر موضوعات وابسته در سطح جهان

2-      www.carpet-rug.com

سایت انیستیتو فرش و قالی- در این سایت اطلاعات خوبی در زمینه نگهداری و شستشو مطالعه خواهید کرد. این سایت عمدتا در مورد فرش ماشینی است اما برخی از اطلاعات آن قابل استفاده برای فرش دستباف نیز است.

3-      www.ghalikadeh.com

این سایت فارسی است.اصل سایت تجاری و در زمینه خرید و سفارش بافت بصورت الکترونیک کار می کند. اطلاعلاتی در خصوص جغرافیای بافت بصورت مختصر ارائه می کند.

4-      www.Persiancarpet.com

سایت تجاری است. اما عکس و تصاویر قابل استفاده ای دارد.

5-      www.dragoncrafted.com

این سایت تصاویر بسیار جالبی از انواع صنایع دستی ارائه می دهد.

6-      www.caroun.com

این سایت اطلاعات طبقه بندی شده از روش تولید تا جغرافیای بافت و حتی معرفی موزه ها را در بر دارد.

  
نویسنده : دکتر سيد علي مجابی ; ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۸/٢٥


نگاهي گذار به فرش بافي در اروپا


86/8/12 - کارپتور
    شريف منصوري- فارغ التحصیل فرش دانشگاه هنر اصفهان
    
    
    انگلستان؛
    از مدتها پيش، مردم انگلستان به داشتن كارخانه هاي نخ ريسي و علاقه مندي به صنايع دستي مشهور بوده اند.
    در اين كشور فرش و بافندگي داراي جوانب تاريخي و سنتي است. در قرن 16ميلادي، پس از وارد شدن فرشهاي ايراني، هندي و تركي به اين كشور، اين صنعت رشد كرده و متداول شد. اما در قرن 19ميلادي، به دليل قيمتهاي پايين فرشهاي دست باف ايراني و همچنين فرشهاي ماشيني و رشد كارخانجات توليدي در انگلستان، فرشبافي رشد قبلي خود را از دست داد.
    
    فرانسه؛
    فرانسه يكي از كشورهاي اروپايي است كه مردم آن علاقه زيادي به صنايع دستي دارند.
    75% از مردم اين کشور در شهرها و 25% آنان در مناطق كوهستاني زندگي مي كنند كه شغل اغلب آنها دامداري و كشاورزي است.
    به خاطر وجود دامداري در مناطق كوهستاني، فرآورده هاي حيواني نظير پشم، از ميزان راضي كننده اي برخوردار است.
    پس از قرنهاي 16 و 17 ميلادي بافندگي فرش در فرانسه عموميت پيداكرد. قابل ذكر است كه قبل از بافندگي فرش در فرانسه، بافت گليم و نوعي از پارچه هاي پرده نما رواج داشته است.
    فرشهاي اين كشور در اندازه هاي كوچك وبا تارهاي پشمي بافته ميشوند.
    
    اسپانيا؛
    اسپانيا در غرب اروپا قرار دارد.همسايگان نزديكش فرانسه و پرتغال هستند.به دليل كوههاي بلند و آب و هواي مناسب براي دامپروري،اسپانيا اولين كشور اروپايي بود كه در قرن 8 ميلادي فرشهاي دستباف گره دار را توليد كرد.
    در قرن 12ميلادي فرشهاي اسپانيا در بارگاه هاي Qaliphs (قاليف) مورد استفاده قرار گرفت. قرن 14 ميلادي را مي توان دوران پر رونق اين شغل در اسپانيا ناميد.
    گره ها در فرشهاي اسپانيا تار عنكبوتي است. اين نوع گره به نام مردم اسپانيولي در جهان شناخته شده است .
    طرح كفپوشها اصيل و رنگها روشن مي باشد. 

  
نویسنده : دکتر سيد علي مجابی ; ساعت ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۸/۱۳


پايگاه های اينترنتی مفيد برای فرش

1-www.spongobongo.com

2- www.oldcarpet.com 

3- www.jozan.net 

4- (سامانه اطلاع رسانی مرکز ملی فرش )www. persiancarpetnc.ir 

5- www.ghereh.org 

(فصلنامه بین المللی گره چاپ ایتالیا به دو زبان انگلیسی و ایتالیایی)

6- (فصلنامه بین المللی هالی به زبان انگلیسی)www.hali.com 

7- www.icoc-orientalrugs.org 

(کنفرانس بین المللی آیکوک – معتبر ترین همایش بین المللی بافته ها و فرش های شرقی) 

8- www.domotex.de

(بزرگترین و معتبرترین نمایشگاه بین المللی فرش و انواع کفپوش ها)

9- (پایگاه اطلاع رسانی شرکت سهامی فرش ایران)www.irancarpet.ir 

10- (پایگاه اطلاع رسانی انجمن علمی فرش ایران)www.icsa.ir 

11- www.carpetour.net

( پایگاه اطلاع رسانی فرش ایران – خبرگزاری فرش ایران)

12- www. rugart.org 

13- www.rugreview.com

(پایگاه فصلنامه بین المللی راگ ریویو- دیگر منتشر نمی شود)

14- (موزه فرش ایران )www.carpetmuseum.ir 

15- (جامعه نساجی آمریکا)www. textilesociety.org 

16- www. turkotek.com

17-www. sobcoweb.com

18- (سازمان توسعه تجارت ایران)www.tpo.ir 

19- www. david-black.com

  
نویسنده : دکتر سيد علي مجابی ; ساعت ٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۸/۱٢


طرح ها، نقوش و رنگ هاي مورد تقاضاي بازارهاي جهاني فرش دستباف ايراني

تاريخ درج: 25/7/86
86/7/25 - کارپتور
     
        نوشته:
    عبدالله احراري
   مدرس دانشگاه آزاد اسلامي بيرجند
    صباحت جمشيدي
    مدرس دانشگاه آزاد اسلامي بيرجند
    رؤيا نظامي
    دانشجوي کارشناسي فرش دانشگاه آزاد اسلامي بيرجند

    
    چکيده مقاله
    
    موضوع توجه به نياز، خواست و تمايلات مصرف کنندگان و مشتريان بازار جهاني فرش دستباف يکي از چالشهاي مهم فرش ايران در نيم قرن اخير بوده است. سنتي بودن فرآيند توليد و به طور کلي توليد فرش دستباف در کارگاه هاي خانگي و پراکندگي آنان در تمامي مناطق ايران بعلاوه نظام سنتي حاکم بر بازار فرش دستباف و عدم استفاده از فن آوري روز باعث گرديده که جامعه فرش دستباف کمتر از علم بازار يابي نوين در جهت توسعه يا حداقل تثبيت مهم ايران در بازارهاي جهاني فرش استفاده نمايد. تغييرات سريع در الگوي مصرف خانوارها ، ظهور قطبهاي اقتصادي جديد در سطح جهان ، ، آرايش و مناسبات سياسي جديد و از همه مهمتر تنوع طلبي بشر، ضرورت شناخت نيازها و سلايق بازار جهاني فرش را طلب مي نمايد. در اين مقاله اولاً مهمترين کشورهاي واردکننده فرش ايراني شناسايي و سهم هر يک از بازار هدف از هنر ايراني مشخص گرديده ثانياً خواست و تمايلات مردم هر يک از اين بازارها بالاخص در بعد طرح و نقشه و رنگبندي مرد تجزيه و تحليل قرار گرفته است. مقاله با توجه به خواست و تمايلات مصرف کنندگان هر يک از بازارهاي هدف و ساير پارامترهاي موثر در بازاريابي بين المللي همانند سطح اقتصادي ، روابط سياسي، جايگاه فرش دستباف در سبد مصرفي خانوارها راهکارهاي موثري جهت استفاده جامعه فرش دستباف بالاخص توليدکنندگان،تجار و صادرکنندگان فرش ايراني ارائه نموده است.
    واژگان کليدي:
    فرش - بازار جهاني - بازارهاي هدف فرش
    
    
    مقدمه:
    فرش دستبافت به عنوان يک توليد هنري و صنعتي ريشه در تاريخ ايران دارد و اکثريت قريب به اتفاق خانوارهاي ايراني به نحوي با آن مانوس مي باشند .بيشتر ملل دنيا فرش را به نام ايران و ايران را با فرش مي شناسند اين هنر صنعت از ابعاد مختلف اقتصادي ،اجتماعي ،فرهنگي و هنري داراي اهميت خاص مي باشد زيرا :
    الف- از نظر اقتصادي اگر چه ارزش افزوده اي معادل نه درصد از توليد ناخالص ملي در اقتصاد کلان کشور قابل توجه نمي باشد ليکن توزيع درآمد 3000 ميليارد ريالي بين بيش از دو ميليون خانوار توليد کننده که اکثريت آنان از خانوار هايي مي باشند که از نظر اقتصادي زير خط فقر زندگي مي کنند بعلاوه آن که اين هنر صنعت مکمل فعاليت هاي کشاورزي و دامداري مي باشد از اهميت فوق العاده اي برخوردار است لازم به ذکر است که حدود سي درصد از ارزش ريالي توليدات فرش مربوط به مواد اوليه آن است
    ب- سهم فرش دستباف در صادرات غير نفتي همواره قابل توجه بوده که طي حداقل بيست سال گذشته رقم اول صادرات غير نفتي را داشته ميانگين اين رقم در دهه هفتاد حدود بيست و پنج درصد مي باشد .
    ج- از نظر اجتماعي با توجه به شرايط کنوني کشور به خصوص در زمينه اشتغال وجود بيش از دو ميليون شغل که بنا به آخرين آمار موجود 1734400 شغل مستقيم بافندگي فرش با متوسط صد و شصت و هفت روز اشتغال در سال مي تواند بخش عمده اي از مشکل اشتغال کشور را برطرف يا حداقل با تثبيت اشتغال موجود مي تواند از بروز بحران جديد در اشتغال جلوگيري به عمل آورد .
    د- در ابعاد هنري و فرهنگي نيز وجود طرح هاي متنوع و زيبا که از ذوق و سليقه هنرمندان ايراني همواره با هنر تفليق رنگ ها ملهم از طبيعت ايران زمين به کمک دستان هنرمند بافنده ايراني در چشم هنر دوستان سراسر جهان به معجزه تشبيه شده و تحسين همگان را برانگيخته است ،با توجه به صادراتي بودن عمده توليدات فرش دستباف کشور و از آنجا که اکثر نقوش فرش ازابنيه تاريخ،اعتقادات و باورهاي ديني مردم عموم ايران الهام گرفته به نوعي صدور فرهنگايراني به دنبال داشته و پيام رسان دين و انقلاب مي باشد.
    واضح است كه کشورمان مركز توليد فرش دستباف است اين فرشها با طرحها و نقوش و سبكهاي متنوعي مي باشد لذا مي تواند بخش قابل توجهي از نيازها و سلايق بازار جهاني فرش را پاسخگو باشد .
    توليد فله اي و بدون هدف فرش مي تواند باعث كاهش روزافزون قيمت فرش در بازارهاي جهاني شود . چنانچه توليد فرش فقر را بدنبال داشته باشد طبعاً فقر مادي و فرهنگي بافنده تمايل او را به بافت فرشهاي پست و ارزان قيمت افزايش خواهد داد .
    توليد هدفمند و برمبناي سفارش و نياز بازار توجيه اقتصادي و فني بافت فرش را افزايش داده ، از اتلاف منابع مالي جلوگيري و در اين سيستم توليد همه عوامل توليد از سود منطقي برخوردار مي گردند .
    چنانچه خواسته باشيم توليد فرش را هدفمند نمائيم بايد از علم بازاريابي نوين استفاده نمود ، بازاريابان فرش مي توانند با اتخاذ روشهاي مختلف بر تمايل مصرف كننده تاثير گذاشته و خريدار را به سمت خريد فرشهاي دستباف سوق دهند .
    به قول دکتر سبحه بايد قبول كرد كه نگاه به فرش دستباف در بازارهاي جهاني از كالاي سرمايه اي به كالاي مصرفي و تزئيني تغيير يافته است ضمن آنكه امروزه براي فرش دستباف كالاهاي جانشيني زيادي مثل موكت ، پاركت و مبل و ....... وجود دارد . حتي در خريداران فرش در سطح جهان تغييراتي شديد شكل گرفته است خريداران قديمي به لحاظ سني از افراد نسبتاً مسن جامعه بوده و از فرش اطلاعات نسبتاً كامل داشته و حاضر بودند بواسطه اين شناخت هزينه بيشتري براي خريد فرش دستباف بنمايند و شايد بتوان گفت كه تكنيكهاي بافت مثل رجشمار و نوع گره و ... برايشان مهم بود اين خريدران بدنبال فرشهايي بودند كه با دوام بوده و حتي براي نسلهاي بعد بيادگار بماند و در اكثر موارد اين خريداران حتي با همسر خود براي خريد فرش مراجعه نمي كردند و مردخانه به تنهايي اقدام به خريد فرش مي كرد .
    اما خريداران جديد در بازارهاي مختلف هدفي كه توصيف آن در فصل يافته هاي تحقيق آمد نسبت به فرش اطلاعاتي ندارند و برايشان چندان مهم نيست كه فرش در كجا يافته شده و يا حتي پارامترهاي فني بافت همانند رجشمار و نوع گره ، نوع شيرازه نيز از اهميت زيادي برخوردار نمي باشد ولي در عوض آنان به دنبال رنگ و مد بوده و فرش دستباف نيز براي اكثر اين خريداران حكم كالاي مصرفي كم دوام را دارد اين خريداران بر خلاف نسل قبل بيشتر دنبال فرشي ارزان قيمت ولي زيبا از نظر رنگبندي و طرح و نقشه هستند اين خريداران بر خلاف نسلهاي قبل نه تنها همسر خود كه طراح و دكوراتور خود را به خريد مي برند و در نتيجه اين دكوراتورها و طراحان هستند كه فرش مورد نظر خريدار را انتخاب مي نمايند در نتيجه توليد كنندگان فرش در استان بايد اين موضوع را در توليد فرش مدنظر داشته باشند مهمترين عامل تاثيرگذار در افزايش ارزش افزوده فرش رنگبندي و چگونگي چيدمان رنگها در كنار يكديگر است كه مي بايست حتماً با سلايق بازارهاي هدف هماهنگ باشد پس از رنگبندي طرح و نقشه فرش است كه امروزه بر خلاف روزگاران قبل طرحهاي شلوغ مورد توجه بسياري از بازارها نمي باشد .
    علاوه بر تغييرات بوجود آمده در خريداران در صنف فروشندگان فرش نيز تغييراتي بوجود آمده فروشندگان قديمي اكثراً خبره ، صاحب فروشگاه ، مشتري شناس ، كسب تجربه از طريق استاد شاگردي و آنقدر به فرش مسلط بودند كه به مشتري ديكته مي كردند كه چه فرشي را بخرد اما فروشندگان جديد عمدتاً خبره فرش نبوده و خريد فرش توسط آنان انجام نمي گيرد و چون عمدتاً فرش شناس نيستند اطلاعات فرش را از طريق مطالعه در اختيار خريداران فرش قرار ميدهند لذا مورد اعتماد خريداران نيستند و ديگر فرش نه فقط در فروشگاههاي تخصصي كه در همه فروشگاههاي بزرگ لوازم منزل عرضه مي شود .
    در عوض فروشندگان فعلي فرش بجاي شناخت نكات فني فرش شناخت كاملي از راههاي افزايش فروش،روانشناسي بازار و چگونگي غلبه بر روحيه و تفكر خريدار را دارند . علاوه بر اين موضوع امروزه فروشگاههاي اينترنتي و انبارهاي مجازي نقش فعالي در فروش فرش دارند . تلويزيون هاي ماهواره اي نيز از جمله كانالهاي فروش فرش هستند .
    فرشهاي توليدي قبل عمدتاً داراي مواد اوليه مرغوب ، كيفيت نسبتاً مطلوب و توسط بافندگان حرفه اي بافته مي شد كه داراي طرحهاي عمدتاً شلوغ و پر كار بود كه طرفداراني داشت رنگهاي قالي هاي توليدي تنوع زيادي نداشت و عمدتاً رنگ سورمه اي ولاکي رنگهاي غالب اين فرشها بودند و از رنگهاي روشن بواسطه چرك تاب نبودن استفاده نمي شد محل بافت اين قاليها بسيار مهم بود و البته در صورت فروش نرفتن بافنده مطمئن بود که فردا فرش بافته شده ارزش بيشتري خواهد داشت. اما ديگر همه جور فرش و با همه نوع مواداوليه بافته شده و بافندگان در بسياري از موارد نسبت به فرش بافته شده تعلق خاطري نداشته و از جهت امرار معاش به بافت فرش روي آورده اند بر خلاف لچك ترنج هاي شلوغ قبلي طرحهاي عمدتاً خلوت و كم كار و گلهاي شاه عباسي درشت با رنگهاي روشن شكلاتي ، قهوه اي كم رنگ ، سبز سدري ، طلايي ، عاجي و نخودي، طوسي و نقره اي بافته مي شود . پارامترهايي همچون اندازه،رنگبندي، طرح و نقشه و قيمت مناسب مطلوبيتهاي يك فرش خوب است .
    تغييرات بوجود آمده در مد و نحوه دكوراسيون منازل كه خوشبختانه در بسياري از بازارهاي هدف استفاده از موكت كم شده و اكثر منازل داراي پاركت و سراميك هستند نياز به فرش دستباف بيشتر مي شود چنانچه سلايق ، نياز و خواست مشتريان مورد توجه بازارهاي هدف قرار گيرد يقيناً سهم استان در بازارهاي جهاني فرش افزايش خواهد يافت.لذا در اين مقاله تلاش کرديم هر يک از بازارهاي هدف را توصيف نماييم :
    
    
    آلمان:
    کشور آلمان يکي از بزرگترين وارد کنندگان فرش دستباف ايران مي باشد به طوريکه در سال 1375 از نظر وزني 8/48% را از نظر ارزشي بالغ بر 40% از صادرات فرش کشورمان را به خود اختصاص داده است. سهم آلمان از صادرات فرش دستباف در سال 84 از نظر وزني 6/22% و از نظر ارزشي 4/19% بوده است و در هشت ماهه اول سال جاري کشور آلمان براي اولين بار پس از ايالات متحده امريکا (که از نظر وزني 5/27% واز نظر ارزشي 23% بوده) با 4/16% از نظر ارزشي در مرتبه دوم وارد کنندگان فرش ايران بوده است. اهميت شناخت سلايق و نيازهاي بازار فرش آلمان از چند جهت حائز اهميت است اول آنکه مردم اين کشور بالاخص در مناطق غربي آن از دوستداران فرش ايران هستند ثانيا آلمان و بالاخص بندر هامبورگ آن انبار فرش دستباف بوده و از طريق اين بندر فرش دستباف به بسياري از کشورهاي اروپايي صادر مي گردد. ثالثا بزرگترين نمايشگاه فرش دستباف ايران در اولين ماه هر سال ميلادي در شهر هانور آلمان تحت نام نمايشگاه دموتکس برگزار مي گردد لذا شناخت سلايق و نيازهاي اين بازار هدف فرش ايران از اهميت خاصي برخوردار است توجه توليدکنندگان فرش بالاخص توليد کنندگان و بافندگان استان خراسان رضوي را به نکات زير جلب مي نمايم .
    
    الف –رنگ بندي: در مجموع رنگ هاي آرام در بازار آلمان از استقبال بيشتري برخوردار است اگر چه فرش هاي با رنگ غالب سورمه اي و لاکي و بژ از اين کشور به ساير بازارهاي جهاني فرش ارسال مي گردد.
    
    ب- طرح: بلوچ خراسان ،مود (ماهي درهم يا ريزه ماهي)،افشان مشهد، نائين و در مجموع تمامي طرح هاي اصيل ايران دراين کشور مورد تقاضا است.
    
    ج) ابعاد کوچک پارچه تا حداکثر 6 متر مربع و به ندرت تا 12 مترمربع مورد تقاضاي اين بازار مي باشد.
    
    د) مواد اوليه: تجربه دموتکس امسال نشان داد که هر توليد کننده اي که از مواد اوليه مرغوب و بالاخص پشم مرغوب ايراني (بلوچ،سيرجان،کرمانشاه و قشقايي) و رنگهاي طبيعي براي توليد فرش دستباف استفاده مي نمايد و در اين خصوص حساسيت خاصي در توليد فرش دارد مي توانند در اين بازار قدرت مانور بالايي داشته باشد.
    
    ه) بافت: فرش هاي پرگوشت و تجاري باب اين بازار مي باشد به طوريکه در هشت ماهه اول سال جاري در حاليکه 8/20% فرش ايران به اين کشور صادر گرديده از نظر ارزشي فقط معادل 3/16 مي باشد اين در حالي است که در مورد امارات متحده عربي در حاليکه 1/2% از نظر وزني بوده است از نظر ارزشي شامل 5/8% ارزش فرش هاي ايران مي گردد و اين موضوع نشان دهنده آن است که بازار آلمان خواهان فرش هاي تجاري با قيمت متوسط مي باشد توليد کنندگان استان خراسان رضوي مي توانند با توليد فرش هاي 30 لغايت 40 رجي با مشخصه هاي فوق موفقيت خوبي در اين بازار داشته باشند. 

  
نویسنده : دکتر سيد علي مجابی ; ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٢٦


فضل الله حشمتی رضوی و احمد دانشگر و چاپ چند کتاب

بنا به خبر اعلام شده در آخرین شماره ماهنامه قالی ایران فضل الله حشمتی رضوی اخیرا اقدام به تهیه سه جلد کتاب نموده است که بزودی چاپ خواهد شد. این سه کتاب عبارتند از:

ا- تاریخ فرش ایران(تاریخچه قالی از اسطوره تا استقرار مرکز ملی فرش ایران)

۲- فرش در شعر فارسی(بررسی فرش های ۲۲ موزه جهان با عکس های رنگی)

۳- فرش ایرانی(مجموعه مقالات گردآوری شده توسط ایشان و در زمینه فرش)

همچنین احمد دانشگر نیز دایرهالمعارف فرش ایران را با همکاری مرکز ملی فرش ایران چاپ خواهند کرد. این کتاب در ۶ جلداست. جلد اول در مورد اقتصاد و بازار فرش- جلد دوم در مورد رنگ و رنگرزی- جلد سوم در مورد طرح و نقش- جلد چهارم در مورد بافت و دار و ابزار- جلد پنجم در مورد جغرافیا و تاریخ فرش بافی ایران و جهان است.جاد ششم نیز به عیوب و ترمیم و کنترل کیفیت فرش دستباف ایران می پردازد.

  
نویسنده : دکتر سيد علي مجابی ; ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٢٠


فروش کتاب

فروش محصولات فرش(كتاب و سي دي) در كتابخانه شركت سهامي فرش ايران

فروش محصولات فرش

 

 

کتاب شناخت فرش جلد 1و2و3

کتاب قالی خراسان

CD بافت فرش 5000 متری مسجد سلطان قابوس عمان

CD مراحل بافت فرش از رنج تا گنج

CD گنجینه هنر فرش

با تخفیف ویژه در کتابخانه شرکت به فروش می رسد ، علاقمندان می توانند جهت خرید کتاب و CD  به آدرس تهران- خیابان فردوسی – روبروی نوفل لوشاتو – فروشگاه مرکز کتابخانه شرکت سهامی فرش ایران مراجعه نمایند .

  
نویسنده : دکتر سيد علي مجابی ; ساعت ۱:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۱٩


نام نويسی

دانشجویان عزیر

مطابق آنچه که در سرکلاس توضیح داده شد می بایست در فهرست زیر نام نویسی کنید.

برای این کار برروی نظر بدهید کلیک نموده و در لیست مربوطه موارد ذیل ذکر گردد

ا- نام و نام خانوادگی

۲- گروه درسی(دوشنبه یا چهارشنبه)

۳- E-mail

۴- نام هم گروهی تحقیقاتی

ضمنا فرصت جهت درج و نام نویسی حداکثر تا تاریخ شنبه ۲۱/۷/۸۶ می باشد. دانشجویانی که بدون عذر موجه اسم نویسی ننمایند نمره منفی برای ایشان در نظر گرفته خواهد شد.

  
نویسنده : دکتر سيد علي مجابی ; ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۱٧


بزرگترين کتابخانه ديجيتالی ايران

به نقل از بازتاب

کتابخانه ديجيتالي دريا با حدود 28 هزار عنوان کتاب خارجي در آرشيو فعلي خود که به طور متوسط هفته‌اي 1500 عنوان کتاب به اين آرشيو اضافه مي‌شود در مرکز رشد دانشگاه تربيت مدرس راه‌اندازي شده است.

اين سيستم ديجيتالي به کاربر امکان مي‌دهد تا بدون داشتن و نصب Pluginهاي متداول همانند PDF روي مرورگر خود همه اين کتاب‌ها را به صورت الکترونيکي و با چندين نوع کيفيت مطالعه نمايند.

کتابخانه ديجيتالي دريا با ساختار سلسه مراتبي و قابليت خوشه‌بندي امکان ايجاد شبکه کتابخانه‌اي از چندين زير کتابخانه را در قالب يک کتابخانه واحد فراهم مي‌کند. همچنين هر کاربر امکان ايجاد يک کتابخانه شخصي را براي خود دارد.

کاربران مي‌توانند با مراجعه به سايت‌هاي http://www.daryaweb.ir منابع و مطالب اين سيستم را بنا بر‌ موضوع تقسيم‌بندي شده را جستجو و کتاب مورد نظر خود را پيدا کنند.

لازم به ذکر است که در اين کتابخانه ديجيتالي، پايان‌نامه‌هاي برخي از دانشگاه‌هاي ايران و دانشگاه‌هاي خارجي وجود دارد.

  
نویسنده : دکتر سيد علي مجابی ; ساعت ۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٦/٢۸


تصاويری از فرش در مينياتور های ايرانی

بهرام گور و ملکه در عمارت سیاه

بهرام گور در عمارت سبز

  
نویسنده : دکتر سيد علي مجابی ; ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٦/٢٤


نگاهي به فرش در تونس

تاريخ درج: 20/11/82   کارپتور




رشيد سينائي

www.carpetour.net


نويسنده رشيد سينايي - دانشگاه آزاد طبس
    مقدمه
    تاريخچه بافت فرش در تونس به زمان تسلط امپراطوري عثماني بر اين كشور برميگردد . برخي از طرحهاي آذر بايجاني در اين منطقه بافته ميشود . به مرور زمان طرحهاي جديدي مورد استفاده قرار گرفته و الگوي توليد را تنوع بخشيده است .
    پايتخت قديم تونس ( قيروان ) هنوز مركز بافت قالي است . فرش قيرواني حتي اگر در شهرهاي ديگر بافته شده باشد مشهورترين فرش تونسي محسوب ميشود .
    
    ويژگيها
    مركز صنايع دستي تونس نقش مهمي در توليد فرش و نظارت بر كيفيت آن عهده دار است . مهمترين ويژگي فرش تونسي رنگ آميزي آن است زيرا غالبا از رنگهاي طبيعي استفاده ميكنند ، اما اخيرا اين وضع دگرگون شده است و كمتر از رنگهاي طبيعي استفاده ميكنند علاوه بر آن در تونس گره زدن به سبك تركي مرسوم است .
    بافندگان تونسي از نخ پنبه اي براي تار وپود فرش و از پشم براي بخشهاي ديگر استفاده مي كنند . پشم ممكن است محصول داخلي يا وارداتي باشد . تونس بخش عمده اي از پشم مورد نياز خود را از فرانسه ، انگلستان و زلاندنو تامين مي كند كه البته غالبا پشم وارداتي با پشم داخلي مخلوط مي شود .
    در مورد طرح و نقشه نيز همان فرش قيرواني مطلوب ترين فرش تونس بشمار مي رود .
    از نقطه نظر رنگ قالي آلوچه اي (alloucha carpet ) كه داراي رنگهاي طبيعي است در تونس مقبولترين نوع قاليچه مورد پسند مشتريان بوده است اما در بسياري از موارد همين فرشهايي كه تصور مي شود داراي رنگ طبيعي هستند مواد اوليه آنها با استفاده از مواد رنگزاي شيميايي رنگ آميزي ميشوند . اخيرا با توجه به سلايق دائم التغيير مشتريان استفاده از رنگهاي روشن مانند سرخ ، آبي ، سبز و حتي نارنجي كه سابقا در فرش تونس متداول نبوده است كاربرد دارد كه اين مسئله ممكن است حسن شهرت فرش تونس و اصالت آن را از بين ببرد .
    مراكز مهم فرشبافي
    مراكز مهم توليد فرش در تونس عبارتند از : بيزرت و قيروان
    اصولا نامگذاري فرشها با توجه به منطقه توليد آنها صورت مي گيرد اما با توجه به اين موضوع كه صنعت فرشبافي امروزه توسعه يافته وسراسر كشور را شامل مي شود فرش نوع قيروان در هر نقطه از تونس ممكن است بافته شود .
    صنعت فرشبافي در تونس اهميت چنداني در اقتصاد كشور ندارد چون اكثر فرشهاي بافته شده در داخل اين كشور فروخته مي شود .البته مطالعه قسمتي از آمار صادرات فرش تونس نشاندهنده آن است كه كشورهاي آلمان و سوئيس و فرانسه در رأس وارد كنندگان فرش تونس قرار دارند .
    قاليبافان تونسي معمولا بطور متوسط %30 از فرشهايي را كه خود ميبافند خودشان به فروش ميرسانند . قسمت اعظم فرشهاي بافته شده به جهانگرداني كه از تونس بازديد مي كنند فروخته مي شود .
    مسألة نيروي انساني نيز يكي از مشكلات فرشبافي در تونس مي باشد . از آنجا كه سطح زندگي مردم تونس بالا مي رود ، زنان اين كشور علاقمند نيستند كه با دستمزدهاي ناچيزي كه به قاليبافان داده مي شود به اين حرفه اشتغال ورزند چون درآمد حاصل از ساير بخشهاي توليدي بيشتر از رشته قاليبافي است . 

  
نویسنده : دکتر سيد علي مجابی ; ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٦/٢۳


ترجمه کتاب فرشهای شرقی ـ فصل هشتم

عاطفه پیروز

استاد راهنما:عبدالله احراری

ناشر:

تاریخ نشر:(11/فروردين/1386)

 

 

فصل هشتم
كلكسيونهاي جديد
هنرمندان علاقه مند به جمع آوري ( كلكسيونرها )
برآورد ارزش
ارزشيابي يك فرش عتيقه شرقي
همه چيز را در موردش بدانيم
دلالان
انجمنهاي فرش
موزه ها
كنفرانسها
از كجا بايد خريداري شود ؟


كلكسيونهاي جديد :
در سالهاي مياني 1960 در ايالات متحده رويشي مجدد در علاقه به فرش هاي شرقي شروع شد كه توسط اعضايي از اولين اجتماع فرش آمريكايي كلوپ باباحاجي ـ شتاب پيدا كرد. اين كلوپ شروع كرد به تاكيد روي فشرهايي كه استنباط مي شد فهنگ بومي واقعي يك كشور را نشان مي دهد.
اين امر تغيير جهت از كلكسيون هايي بود كه براساس فرهنگ دادگاهي بود كه فرش هاي قديمي را شايع كرد. بنابراين در ايالات متحده و به مقداري كمتر در اروپا فرش هاي قومي و كوچ نشيني مضمون بارز در كلكسيون فرش شرقي شد. با مقياس جديد تمام كلاس هاي فرش ها غير قابل جمع آوري شدند. اينها شامل فرش هاي شرقي مي شوند چون توليدات تجاي هستند، فرش هايي كه رويشان رنگ بندي و عمليات شيميايي انجام شده، فرش ها از رنگ هاي مصنوعي استفاده مي بردند كه رنگ پس مي دهند و فرش هايي كه تصور مي شد مصنوعي هستند.
فرش هايي كه علاقه مندان قديمي قرن تصور مي كنند خيلي مناسب هستند مدت زيادي بر اين عقيده باقي نماندند. فرش هاي (Chiordes bergana, kula)براي مثال قيمتشان افت كرد. در عوض فرش هايي كه به عنوان فرش هاي شرقي ارزان زميني خريده مي شوند، كم كم توجه جديدي جلب كردند. قزاق ها و كوباهاي قفقازي به خاطر رنگ و كيفيت هاي هنري معنوي شان مشهور شدند.
فرش هاي تركماني به عنوان ظريف بافت ترين قوم هاي كوچ نشين شناخته شدند و فرش هاي بلوچي كه 50 سال قبل از آن ارزششان را در بازارها از دست داده بودند به خاطر سادگي در طرحشان مورد تحسين قرار گرفتند.
زمان ها تغيير مي كردند و كلكسيون ها تغيير كردند، بعضي فرش ها قيمتشان بالا رفت و بعضي متاسفانه افت كردند. براي سالهاي متوالي، علاقه مندان تنها فرش هايي را در نظر مي گرفتند كه قبل از پايان قرن نوزدهم بافته مي شوند. اين امر در سالهاي 1980 با احياء رنگرزي طبيعي در تركيه تغيير يافت.DOBAG كلمه مخفف شده اي است براي پروژه اي براي احياي رنگ هاي طبيعي و نقش هاي روستايي قرن نوزدهم كه محركي مهم براي احياء تركيه ي غربي مي باشد.
فرش ها نام آيواسيك Ayvacik را از يك روستاي اصلي در منطقه كسب كردند. به دليل موفقيتDOBAG، كلاس هاي بسياري از فرش ها و بافت هاي مسطح و نازك به وجود آمدند كه در تركيه ي شرقي ، غربي و مركزي با نخهاي رنگ شدهي طبيعي بافته مي شوند. ايران در پيوستن به احياي رنگرزي طبيعي كند پيش رفت با اينكه گروهي از فرش هايي كه با دست ريسيده مي شوند و رنگ طبيعي دارند و گبه ناميده مي شوند در بازار ظاهرمي شدند. گبه ي جديد از راه سنتي بافته ميشود. تغييري سطحي در اندازه ي فرش ها وجود دارد كه از فرش هاي اصلي چهارگوش تر هستند.
به دليل نزديكي به شكل سنتي ـ رنگ هاي طبيعي و پشم ريسيده شده با دست آن ها براي سنت قديمي بافندگي در سبك عشايري فارسي مناسب هستند. به نظر مي رسد كه استفاده از رنگ هاي طبيعي در هر نقطه اي در ايران قابل تعميم است از زماني كه موفقيت در فرش هاي گلي به ديگر مناطق نيز گسترش يافت. بافندگان افغاني شروع كردند به استفاده مجدد از رنگ هاي طبيعي در سالهاي 1970، اما اين گرايش با جنگ با رويسه دچار توقف شد. در ميان بافندگان مهاجر در پاكستان تلاش هايي انجام شد براي احياي استفاده از رنگ هاي طبيعي و نقش هايي از فرش هاي قرن نوزدهم، مخصوصاً فرش هاي ارساري و بشير. اين تلاش در مرحله ي اوليه اش مي باشد و توليداتش كم است. ثبت هم رويش مجدد بافندگي با رنگ طبيعي را تجربه كرده است. مركز توليدات در كارگاه ها در لاسا مي باشد و از طرح هاي سنتي استفاده مي شود. بيشتر علاقه مندان به جمع آوري فرش ها به اجتناب از فرش ها با رنگ مصنوعي ادامه دادند. اما همين كه قيمت رو به افزايش برخي فرش هاي قرن نوزدهم زياد شد، افراد بسياري از نيمه اول قرن بيستم جمع آوري فرش ها را مفيد يافتند. با اينكه آن ها رنگ هاي مصنوعي داشتند اما بسياري از كيفيت هاي طرح، رنگ و استفاده را داشتند كه روي هم رفته علاقمندان آن را مناسب مي ديدند. نتيجه ي انتخاب دقيق كلكسپوني خوب و دقيق خواهد بود.

هنرمندان علاقمند به جمع آوري ( كلكسيونرها ):
فرش هاي شرقي از زماني كه بافندگي فرش پيشرفت كرد جمع آوري مي شوند. در خاورميانه اين فرشها به عنوان راهي براي نگهداشتن قدرت جمع آوري مي شوند. در زمان هاي نياز فروخته مي شوند. در دنياي غرب، هنوز قرن نوزدهم نبود كه جمع آوري فرش ها تبديل به سرگرمي شد مانند انباشتن نقاشي ها و مجسمه .
اولين بافت به شدت روي فرش هاي قديمي تاكيد دارد كه قبل از 1800 بافته شده اند. فريك ها، هوميدها و راكفلرها آن ها را براي خانه هايشان در نيويورك و نيوپرت خريداري كردند و فرش هاي جديد سرتاسري را خريدند. در اروپا كه تعداد زيادي از قاليچه ها در طول جنگ خراب شدم بودند
آمريكايي هاي معمولي فرش هاي جديد را از تركيه، قفقاز و ايران خريداري مي كردند. در اروپا بارون تايسن و كالوسته گولبن كين، دو كلكسيون خصوصي بزرگ در برلين خلق كردند. شهر هاي وينا و بوداپست بزرگترين موزه هاي كلكسيون هاي فرش هاي شرقي قرن 15 تا 18 را بوجود آوردند. اين دوران پرشكوه كلكيفن تا انزوا در سالهاي 30 طول كشيد و دوباره هنگامي كه جنگ جهاني دوم تمام شد و اقتصاد رو به بهبود شد، احيا شد. در طول سالهاي بعد از جنگ، آمريكايي ها فرش هاي قديمي شرقي را يا دور انداختند و يا در زيرزمين ها رها كردند و فرش هاي جديد سرتاسري را خريدند. در اروپا كه تعداد زيادي از قاليچه ها در طول جنگ خراب شده بودند ، فرش هاي شرقي با رفتن كاسبان اروپايي به ايالات براي خريد فرش هاي از رده خارج شده موقعيت خود را حفظ كردند. تا نيمه هاي قرن بيستم اكثر جمع كنندگان فرش كلي فروشان بودند. آن ها فرش ها را از تمام نقاط فرش بافي مي خريدند. از سالهاي 1960 تمايل اصلي به سمت فرش هاي قومي و عشايري بوده با گردآورندگاني كه تمركزشان روي انواع خاص بود مثل: فرش هاي تركي، قفقازي تركماني، افشار، خورجين ها يا سجاده هاي نماز. گردآوردندگان از زندگي هاي مختلفي آمده بودند و علايقشان را به اشكال مختلف بروز مي دادند.
هيچ كسي وجود ندارد كه تمام خصوصيات به عنوان يك گردآوردنده ي فرش هاي شرقي را داشته باشد. اما چيزي كه تمام گردآورندگان دارند اين است كه بايد در اين زمينه ماهر و استاد شوند. آن ها بايد ياد بگيرند كه يك فرش را از طريق طرح، شاخصه هاي تكنيكي، نوع پشم، كيفيت هاي هنري و كمياب بودن آن تشخيص دهند. براي قادر شدن به شناسايي و ارزشايبي دو مهارت حياتي لازم است.
برآورد ارزش:
همه گردآورندگان مي خواهند بدانند كه چطور مي توانند ارزش بازاري يك فرش را برآورد كنند اما دادن جوابي دقيق امكان پذير نيست. يك قطعه فرش شرقي قديمي و عتيقه موردي خاص است و قيمت فرش مي تواند به مكاني كه آن فروخته مي شود بستگي داشته باشد مثلا در خانه، در حراجي و يا توسط يك دلال فروخته شود. قيمت يك فرش ممكن است خيلي به اين امر بستگي داشته باشد كه قيمت ها در بازار بالا يا پايين مي روند، اينكه فرشي كه براي فروش عرضه مي شود در شهري است كه علاقه مندان زياد دارد يا نه، اينكه شهر بزرگ است يا كوچك اينكه آيا خريداران در آن زمان به نوعي خاص از فرش علاقه دارند يا نه. فرش هاي عتيقه و قديمي بهتر از هر چيزي با نقاشي ها مقايسه مي شوند. قيمت ها براساس همين فاكتورهاي برابر اندازه گيري مي شوند.
ارزش بازاري يك فرش شرقي در نقطه اي مشخص و در زماني معلوم به راحتي قابل ارزيابي است تنها در مورد فرش هاي جديدي كه قيمت كلي شناخته شده باشد. گردآورندگاني كه انتخاب مي كنند كه به دانش و مهارت خودشان متكي باشند بايد در جراحي ها شركت كنند و از كاتالوگ ها براي تغييرات قيمتي كمك بگيرند. قيمت هايي كه دلالان در بازار مي دهند يكي ديگر از منابع اطلاعات است در هنگام شركت در نمايشگاه هاي جاري. تنها با در ارتباط بودن با اين منابع يك گردآورده مي تواند وضعيت بازار را بداند. در اين هنگام است كه قيمت تخميني يك فرش توسط گردآورندگان ماهر مي تواند بسيار گوناگون باشد .
ارزشيابي يك فرش عتيقه شرقي:
چندين حيطه ي كلي وجود دارد كه هنگامي كه به دنبال فرشي مي گرديم و نمي دانيم آيا آن را بخريم يا نه، بايد مورد توجه قرار گيرد:
شرايط: كامل بودن فرش: وضعيت پرز، لبه ها و پايان فرش، وجود هر نوع زدگي يا آسيب و نشانه هاي ترميم.

رنگ: بايد به خوبي هماهنگ باشد، سبك هماهنگ و منحصر به فرد، رنگ هاي طبيعي يا مصنوعي، و اگر ابراش وجود دارد و اينكه آيا چيزي به طرح افزوده يا از جلوه ي آن كاسته .
كميابي: آيا چيزهايي شبيه آن بافته شده يا اين تنها يك مورد خاص بافت است؟
كيفيت پشم: آيا نوعش منحصر به فرد است؟ ساختار و جنس آن در دست ارزيابي و دسته بندي كنيد: سفت/ نرم. چوب/ خشك پرجلا/ بي رنگ و جلا. بادوام / شكننده و ظريف.
مورد استفاده: آيا فرش روي زمين است يا كيف و يا براي آذين بندي جشن هاست؟ آيا فرش بافت شهري ، روستايي و يا كوچ نشيني است؟
عمر: آيا رنگ ها، طرح، شرايط، نقش ها، شاخصه هاي تكنيكي و پشم، عمر آن را تاييد مي كند.
ارزش هنري: آيا شما رنگ و طرحش را دوست داريد؟
قيمت: آيا قيمتش مناسب است با توجه به فاكتورهاي ديگر؟ آيا موارد ديگر را مشاهده مي كنيد آيا اين امر اصلي بدان يك قيمت بازاري است؟
همه چيز را در موردش بدانيم
هر نوعي از گردآوري نياز به تحصيلات، زمان، پول و جانفشاني دارد. تنها راه براي استفاده از تمام موارد غير از پول اين است كه دلالي را در يك حراجي پيدا كنيد و به پيشنهاداتش اعتماد كنيد. اكثر گردآورندگان علاقمندند كه خودشان جستجو كنند از گزينه هاي گوناگون تري براي خريد استفاده كنند. براي اكثر گردآورندگان لذت واقعي در كندوكاو و جستجوكردن است. براي اينكه خودتان در مورد فرش هاي شرقي خبره شويد بايد مطالعه كنيد، از حراجي ها و دلالان ديدن كنيد براي كيفيت فرش ها، از ديگر گردآورندگان ديدن كنيد، از موزه ها ديدن كنيد و در نمايشگاه هاي تجاري و كنفرانس ها و سخنراني ها شركت كنيد. تاريخ فرش از اشكال مختلفي مي "آيند و شامل كاتالوگ ها و كتابهايي هستند كه استادكاران نوشته اند. با اينكه انتشار كتاب ها بسيار بالاست بسياري از آن ها زود از چاپ خارج مي شوند اما پيداكردنشان بسيار مشكل است براي تاريخي خاص ما نياز داريد به اينكه به يك كتابخانه برويد يا با يك شخص ماهر ارتباط برقرار كنيد. اكثراً كارشان را با كاتالوگ هاي فروش يا سفارش اينترنتي انجام مي دهند.
فقط در ماهنامه براي گردآورندگان فرش هاي شرقي چاپ مي شوند. اكثراً نيمه ماه مي آيند و اولاً با وقت هاي قبلي به فروش مي رسند. از آنجايي كه محتوي آن ها متفاوت است اكثرگردآورندگان هر دو را سفارش مي دهند.
دلالان:
بيشتر گردآوران دلالي را مي يابند كه شهرت بيشتري دارد و بتوانند به او اطمينان كنند. دلالان متوجه مي شوند كه چه فرش هايي به ايشان مورد علاقه است و هنگامي كه چنين فرشي را يافتند آن را در معرض توجه خريدار و گردآورنده قرار مي دهند. رابطه ي بين گردآورنده و دلال رابطه اي است كه نياز دارد از طرف هر دوي آن ها اهميت داده شود. دلالان مي خواهند بفروشند و گردآورندگان دريافت مي كنند.
انجمن هاي فرش:
يك راه ديگر براي يادگيري از ديگر گردآوران است. اكثر گردآورندگان دوست دارند قطعات را مقايسه كنند، تبادل اطلاعات كنند و از همه مهمتر مقايسه قيمت هاست. شما مي توانيد اين كار را با استفاده از انجمن هاي فرش شرقي انجام دهيد. مي توانيد اطلاعاتي در مورد انجمن ها را از مجله هايي كه در صفحه 58 بود استفاده كنيد و با ارتباط برقرار كردن با كاركنان متصدي موزه ها و استادان حراجي ها اطلاعاتي كسب كنيد.
موزه ها:
موزه هاي شامل كلكسيون هاي برجسته موارد زير هستند:
موزه ي ويكتريا و آلبرت، لندن، انگليس، موزه ي هند متروپليس، نيويورك ـ آمريكا.
موزه ي منسوجات نساجي، واشنگتن دي سي
امريكا موزه ي هنر ميلاد
امريكا موزه ي شهر منر ست لوير
امريكا موزه هنرهاي زيبا، سن فراسيسكوآمريكا
موزه ي هنر اسلامي، برلين ، آلمان
انجوانته كوست، وينا، استراليا
موزه ي ايپار موسيقي، بوداميت پرتقال
موزه ي ترك و اسلام اسرلري، استانبل، تركيه
كنفرانس ها :
كنفرانس هاي اصلي توسط موزه ي منسوجات نساجي، واشنگتن دي سي، كنفرانس آمريكا درباره ي فرش هاي شرقي و كنفرانس بين المللي درباره ي فرش هاي شرقي حمايت مي شوند. اين كنفرانس ها به شكل معمول يك تا سه روز طول مي كشند.
از كجا بايد خريداري شود ؟
مهمترين تصميمي كه شما به عنوان يك گردآورنده مي گيريد خريدن اولين فرش است. فرش ها را فقط تا زماني كه در منزل داشته باشيد نمي توانيد مطالعه كنيد بلكه با دست و پا مي توانيد متوجه شويد كه چطور مجذوب فرش هاي شرقي شده ايد. تنها از اين طريق است كه مي توانيد متوجه شويد جمع آوري فرشي يعني چه.
به طور كلي اولين خريد ممكن است به دلايل احساسي مورد علاقه واقع شود يا مورد تنفر قرار گيرد. آن فرش ممكن است به عنوان به ياد آورنده ي اشتباهات باشد براي عدم تكرار آن و يا اولين فرشي باشد كه به فروش رسانيد. همين كه اولين خريد صورت مي گيرد تصميمات در مورد اينكه چه چيز و كجا خريداري شود در آينده گرفته مي شوند.
اين تصميم به شكلي وسيع به مسئوليتتان، وقت علايق خاص و جايي كه زندگي مي كنيد و بودجه تان بستگي دارد دلالان يكي از منابع اصلي فرش هاي عتيقه شرقي هستند. با اينكه در 25 سال گذشته احيايي دوباره در علاقه به جمع آوري فرش به وجود آمده، در تعداد دلالان افزايش چشمگيري صورت نگرفته است اكثريت دلالان فرش هاي جديدي را مي فروشند و تنها تعداد كمي در فرش هاي قديمي و عتيقه ماهرند و اكثراً در شهرها هستند. حراجي ها منبع مهم ديگري هستند نه تنها براي خريد بلكه براي اينكه دريك زمان فرش هاي بسياري را ببيند. بيشتر حراجي هاي اصلي در اكثر كشورها فروش هاي فرش هاي شرقي را دست دارند.
معمولاً ممكن است فرش هايشان از چند روز به نمايش گذارده شوند مشاهده بهترين راه براي اين است كه با گونه هاي زيادي از فرش ها آشنا شويد. يك دلال به ندرت خلاقيتي برابر با آنچه كه يك فروشنده اصلي دارد دارا باشد. در اين مدت شما مي توانيد فرش ها را از نظر وضعيت بررس كنيد. مشاوره در مورد اينكه چه نوع فرشي ممكن است براي چه چيزي به كار رود از افراد ماهر مي توان پرسيد اما شما هيچ وقت نمي توانيد مطمئن شويد كه يك فرش چه چيزهايي دارد تا زماني كه فردي كه حراجي مي كند بگويد «فروخته شد».

  
نویسنده : دکتر سيد علي مجابی ; ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٦/٢۳


ترجمه کتاب فرشهای شرقی ـ فصل هفتم

عاطفه پیروز

استاد راهنما:عبدالله احراری

ناشر:

تاریخ نشر:(10/فروردين/1386)

 

 

فصل هفتم
فرشهاي آناتولي و تركيه
آناتولي غربي
آناتولي مركزي
آناتولي شرقي
بافت مسطح و نازك تركي


 

فرش هاي آناتولي و تركيه:
فرش هاي آناتولي بيش از هر نوع ديگري در غرب شناخته شده است و در نقاشي هاي اوليه ظاهر شده اند. به اين دليل كه فرش هاي تركي داراي نقش ها و رنگ هاي پيچيده مي باشند. جزو فرش هايي هستند كه اكثر علاقمندان زياد به آن علاقه ندارند. اكثريت فرش هاي تركي فرش هاي روستايي هستند و اكثر طرح ها و نقش ها به روستاهاي خاصي مربوط مي شوند. فرش هاي شهري تركيه در درجه اول در داخل و اطراف استانبول و شهرهاي سيواني، ازمير، اسپارتا و قيصري بافته مي شوند. اين فرش ها تقريباً فقط براي تجارت توليد مي شوند و از اهميت كمتري براي علاقه مندان هنرمندان برخوردار مي باشد. فرش هاي ابريشمي در منطقه اي استانبول بافته مي شوند و مشهورترين و دقيق ترين نوعش « هِرِكِس » است.
فرش هاي كوچ نشيني در خارج شهر بافته ميشوند اما تعداد بي شماري از ناحيه ي شرقي آن مي آيند. در تركيه عشاير با نام (يوروكس) شناخه مي شوند، اصطلاحي كه براي فرش هاي عشايري هم استفاده مي شود. اندازه ها گوناگون است اما اكثر قطعات قاليچه هستند كه كمتر از 180 در 275 س مي باشند كه انعكاسي از روستا و ناحيه ي عشايري آن ها مي باشد. قالي ها بيشتر در شهرها و در كارگاه ها بافته مي شوند. كيف ها در شكل ها و اندازه هاي گوناگون بافته مي شوند. نقش هاي هنري و گل بوته اي معمولاً با هم همراه هستند. بيشتر شكل هاي گل بوته اي به دليل ترسيم زاويه دارش غالباً غير قابل تشخيص هستند. در قاليچه هاي ابريشمي ظريف نقش هاي عربي، ايراني و گل بوته اي بارز است.
رنگ هاي اوليه و ثالث استفاده مي شوند، مخصوصاً زرد با قهوه اي براي فهرست كردن و طرح اصلي. استفاده اي اوليه از رنگ هاي مصنوعي به اين معني مي باشد كه فرش هاي تركيبي رنگ مي باختند. رنگ هاي كرومي در سالهاي 1950 جايگزين شدند و اخيراً رنگ هاي طبيعي دوباره شروع به آمدن مي كردند. بيشتر شاخصه هاي تكنيكي مانند گره متقارن با گروه هاي بافندگي مختلف در آناتومي يكي هستند. جدول زير نقاطي كه توسط نواحي مختلف با هم متفاوتند را شرح داده است . با اينكه هرگاه شما بخواهيد وارد چنين رشته ي پيچيده اي شويد هميشه استثناء وجود دارد.
 

 

شرق

مركزي

غرب

رنگ مواد چله

پشم با موي بز، سفيد و قهوه اي مخلوط

پشم ـ اكثرا سفيد- كمي قهوه اي مخلوط

پشم ـ سفيد

رنگ مواد پود

پشم غالبا قهوه اي آبي

پشم قهوه اي سفيد – قرمز- زرد

پشم- قرمز- برخي قهوه اي و سفيد

تعداد پودها

2 تا 4 يا بيشتر

2 تا 4 بيشتر

2 تا 4 يا بيشتر

فشردگي چله

فشردگي ندارند

فشردگي معمولي

فشردگي ندارند

انتهاي لبه

حاشيه گذاري، چندرنگي، بافت تودر تو

حاشيه گذاري، قرمز، زرد و چندرنگي

حاشيه گذاري، اكثراً قرمز و گاهي چندرنگي

انتهاي فرش

قهوه اي زياد يا قرمزـ آبي، رنگ هاي راه راه

قرمز زياد، زرد يا رنگ هاي زياد راه راه

قرمز وسيع يا رنگ هاي زياد راه راه

شاخصه هاي خاص

قرمز دانه: حاشيه بافته شده

استفاده از قرمزدانه نمي شود

قرمز دانه


آناتولي غربي:
اگر رنگي بارز باشد آن قرمز، سفيد و آبي است. اين امر مخصوصاً براي ناحيه ي بين ساناكاله و برگاما خاص مي باشد. همين كه شما از جنوب به طرف ملاس مي دويد رنگ زرد افزايش مي يابد. بيشتر فرش هاي قديمي از دوره ي اتومان كه به غرب رسيد در اين منطقه بافته شده. نقش هاي فرش هاي هولبين ياد شده در بيشتر فرش هاي ناحيه ي ساناكاله و برگاما بوجود آمده اند. آن ها داراي مدالي هاي بزرگي هستند كه در هولبين هايي با نقش هاي بزرگ ديده مي شوند يا نقشي هنري پيچيده در فرش هاي هولبين با نقش هاي كوچك ديده مي شود. بيشتر نقش هاي حاشيه تقليدي از اوشاك قديمي و فرش هاي ترانسيلوانيان است. برخي فرش هاي آناتولي غربي 60 تا 80 سال قبل توسط علاقه مندان غنيمت گرفته شد مانند قيوردس، كولا و ملاس كه از اين ناحيه اصليت گرفته اند.
آناتولي مركزي:
امروزه فرش هاي آناتولي مركزي از اهميت زيادي براي هنرمندان علاقه مند برخوردرا است. براساس نقش تعداد زيادي مخصوصاً فرش هاي كينا براي فرش هاي آناتولي شرقي موفقيت محسوب شده اند. رنگ آميزي آن شامل استفاده زياد از زرد اما به ندرت از قرمز دانه استفاده مي شود.
از ميان تمام فرش هاي تركي اين فرش ها دراماتيك ترين رنگ ها را دارند. فرش هاي لاديك و موسور امروزه هنوز غنيمت به شمار مي آيند. فرش هاي نماز (سجاده ها) متفاوت از بقيه از بهترين ها هستند. لاديك ها از فرش هاي روستايي ظريف بافت هستند. فرش هاي نماز موبور در نقش ها ساده تر و كمتر گل بوته اي هستند. هر دوي آن ها قوس هاي (محراب) ساده تر با زمينه ي بازتر دارند.
آناتولي شرقي:
اصولاً توسط كردها و گروه هاي كوچ نشين توليد مي شوند، نقش هاي فرش تقريباً كاملاً هنري با لبه و انتهاي غير معمول هستند. شاخصه هاي خاص استفاده از موي شتر و حاشيه گذاري منحصري به فردي است كه شبيه زيپ است. تعداد زيادي از طرح ها با شكل مدالي بزرگ در فرش هايي از اين ناحيه يافت مي شوند. به دليل اين كه اين فرش ها براي استفاده در مناطق سردتر تركيه بافته مي شوند، پرز معمولاً براي عايق سازي بلند مي شد با اينكه بافت ممكن است كاملاً ظريف باشد.
بافت مسطح و نازك تركي:
بافندگي مسطح و نازك در تمام قسمت هاي تركيه توسط هر دوي بافندگان روستايي و عشايري رايج است. دامنه ي كلي تكنيك ها در بافندگي تركي يافت مي شود و طرح و نقش هايي كه به كار مي رود از هر كشور ديگري غني تر است. بافت هاي سطح و نازك تركي اخيراً براي علاقه مندان هنرمند آشناترين شده و نمونه هاي خيلي قديمي از نشانگرهاي هنر بافندگان ظريف باف به حساب مي آيند.
20 سال قبل هيچ كس آن هارا جمع آوري نمي كرد. اين تغيير روند نتيجه ي اين تشخيص است كه بافت هاي نازك و مسطح بيش از ديگر بافت هاي تركي مناسب حيطه اي امروزه ي هنري جمع آوري فرش هاست. اين حيطه ها شامل آن براي استفاده ي بافندگان درست مي شوند نه براي استفاده هاي تجاري و اينكه آن ها مشتقاتي از نقش هاي قديمي كه در بافندگي استفاده مي شد هستند بافت هاي مسطح و نازك تركي توسط منطقه گروه بندي مي شوند به همان روشي كه پرز فرش ها تقسيم مي شوند با اين تفاوت كه در استفاده هاي كاربردي كه آن ها توليد مي شوند براي آن گوناگوني و تنوع بيشتري وجود دارد.

  
نویسنده : دکتر سيد علي مجابی ; ساعت ٤:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٦/٢۳


ترجمه کتاب فرشهای شرقی-فصل ششم

عاطفه پیروز

استاد راهنما:عبدالله احراری

ناشر:www.rugart.org

تاریخ نشر:(9/فروردين/1386)

 

ترجمه کتاب فرشهای شرقی

عاطفه پیروز

فصل ششم
فرشهاي قفقاز
نواحي توليدي
بافندگي قفقازي
فرشهاي قفقاز شرقي
فرشهاي كوبا 60 فرشهاي شيرواني
فرشهاي باكو ، تالش ، لنكران و مقان
فرشهاي قفقاز غربي
فرشهاي قزاق
فرشهاي قره باغ
بافتهاي نازك و مسطح قفقازي
 

فرش هاي قفقاز :
فرش هاي قفقازي اصولاً فرش هاي روستايي هستند و رنگ هاي جذاب، طرح هاي هنري و شاخصه هاي هنري مردمي آن براي بيشتر مردم جذاب مي باشد. اين تقسيم بندي به طور كلي بين فرش هايي با نقش هاي بزرگ و نسبتاً بافت پرپشت و فرش هايي كوچك و بافت متوسط مي باشد.
انواع بافت : اكثراً بزرگ تر از 180 در 275 س نيستند كه اين نشانگر اصليت روستايي آن است. تعداد بسياري سجاده به ابعاد 90 در 150 س مي باشند. قطعات هنري اكثراً خورجين و پوشش هاي مختلف است. فرش هاي بزرگ در كارگاه ها در برخي شهرها يافته ميشد. كناره هاي زيادي بافته مي شد.
نقش ها: نقش هاي هنري و گل بوته اي استفاده مي شود در ناحيه ي غربي مدالي هاي هنري بزرگ بسيار بارز هستند. در قسمت شرقي نقش هاي كوچك بيشتر هستند.

رنگ ها: رنگ هاي قرمز، آبي، زرد، سبز و سفيد در مايه هاي پاك، استاندارد هستند.
شاخصه هاي تكنيكي: جدول زير تفاوت بين فرش ها در مناطق را نشان مي دهد.

 

قسمت غربي

قسمت شرقي

نوع گره

متقارن

متقارن

تراك بافت

40-100 گره در 6.5 cm2

80-200 گره در 6.5 cm2

طول پرز

متوسط تا بلند

كوتاه يا متوسط

رنگ اجزا چله

پشم - سفيد و مخلوطي از قهوه اي

پشم - سفيد و برخي مخلوط شده

رنگ اجزا پود

پشم - طبيعي و رنگ شده

پشم وكتان - طبيعي

تعداد پودها

3 يا بيشتر

2 و به ندرت بيشتر

پايان لبه ها

حاشيه گذاري پشمي و برخي رنگ شده

برخي پشم آبي و برخي كتاني



نواحي توليدي:
تعدادي تداخل هاي قومي و فرهنگي غير قابل اجتناب وجود دارد مي توان قفقاز را به 10 ناحيه ي اصلي بافندگي تقسيم كنيم :
قزاق، قره باغ، گنجه، تالش، مغان، شيروان، باكو ، كوبا ، داغستان و دربند .
اين نكته رابايد در نظر داشت كه نام قومي قزاق معمولاً به گونه هاي وسيعي از فرش هاي قفقازي مي گويند نه صرفاً به آن هايي كه در محدوده ي قزاق بافته مي شوند.


بافندگي قفقازي:
فرش هاي قفقازي از ناحيه اي بين درياي سياه و درياي خزر مي آيند. با اينكه بيشتر فرشهاي «شمال غربي قفقاز فاسي» نامبرده ممكن است داخل مرزهاي كنوني ايران بين ناحيه ميان شهرهاي تبريز در جنوب ايروان (يروان) در شمال باشد اكثريت در داخل و شمال نواحي ارمنستان، قره باغ، قزاق، مغان و شيروان ناميده مي شدند نواحي كه امروزه به آذربايجان و ارمنستان متصل شده اند. براي قصد هر نوع بحث در مورد بافت قفقازي اين نامهاي قديمي بايد به ياد بمانند.
بربري و فرهنگي چند مليتي:
فرش هاي قفقازي آينده اي از قوميت بافندگان و توليدكنندگان آن ها مي باشد. تا متصرفات روسيه در قرن هاي هجده و نوزدهم اين منطقه به مدت 800 سال منطقه اي با فرهنگ چند ملتي و سرزميني هميشه در جنگ بود. اعراب، تاتارها، ترك ها، مغولها، فارس ها و روس ها و ديگران به طور مداوم به دنبال اين بودند كه اين ناحيه را از آن خود كنند. اختلاط فرهنگي و بربري در طرح هاي فرش هاي قفقازي خودنمايي مي كنند.
ابتدايي ترين بافت هاي قفقازي فرش هاي اژدهايي بودند با اينكه خاطرات و مباحثات زيادي اين موضوع را احاطه كرده كه گمان مي شود و براساس پيش نمونه هاي فارسي است شامل حيوانات با سبك هاي خاص مي شود، گاهي در نبرد، كه بعدها با فرم هاي استاندارد قفقازي همسان شده اند.
ابتدايي ترينشان كم سبك ترينشان هستند و اطرافش برگهاي دندانه دار و Lozenyediaper مي باشد. نوع دوم، داراي سبك كردن اژدها افزايش يافت و Lozenyediaper فرو پاشيد. سومين مرحله ي سوم اين پيشرفت است. و در نوع چهار كه به 1750 تا 1850 برمي گردد طرح كلي كاملاً هنري شد.
قفقازي ها همچنين فرش هاي گل بوته اي مي بافتند به طور كلي در كوبا، تا شمال و ابتدايي ترينشان براساس طرح هاي فارسي با شبكه شبكه هايي هستند اما همچنين فرش هاي درختي، و نوع سومي شامل رديف هايي از نخل هاي تكي، گل ها و برگ ها مي شد.
فرش هاي قفقاز شرقي:
اين نوع فرش ها رنگ هاي قومي دارند و به شكلي دقيق بافته شده اند با نقش هاي مكرر تو در تو. اين ناحيه به 3 قسمت تقسيم شده: فرشهاي قسمت شمالي به عنوان كوبا شناخته شده اند، جنوب آن فرش ها شيروان ناميده مي شوند. فرش هاي باكو از ناحيه اي در جنوب شهر باكو مي آيند.
فرش هاي كوبا:
فرش هاي كوبايي گونه هاي زيادي از نقش ها را به نمايش مي گذارند. پودهايشان پشمي هستند و به شكلي خاص 100 گره در هر 5/6 سانتي متر مربع دارند. تعداد بسياري حاشيه گذاري آبي دارند و داراي بافت سوماك آبي در انتهاي لبه ها دارند. نسبت به فرش هاي شيروان پرزهاي بلندتري دارند. بسياري از سايه هاي آبي و قرمز مورد استفاده قرار مي گيرند، تعدادي از نقش هاي خوب درزير فهرست شده است:
چي چي Chchi : نقش هايي از اشكال هنري در رديف هايي شامل گال مملينگ و حاشيه ي اصلي قابل تشخيص است. داراي رنگ آميزي سبز خامي سرتاسري مي باشد.
پريپديل Perepedil : دسته اي از نقش هاي شاخ قوچ در وسط و كنار زمينه.
سيشور يا صليب اندرو مقدس Andrewicross,Ceishour : طرحي وسيع و مكرر از صليب در زمينه كه اغلب سفيد و آبي است.حاشيه اصلي نقش سفيد و آبي است كه حاشيه ي گرجي ناميده مي شود. فرش هايي با گل هايي كه به شكلي واقعي ترسيم شده اند هم سيشور ناميده مي شوند.
آلپان Alpan : شبه ستاره ي قزاق هستند اما در روي فرش ها و كناره هاي كوچك عرضه مي شوند. فرش هاي آلپان اغلب زردهاي خيلي فشرده را به نمايش مي گذارند.
گل يا برف دانه Flower,Snowflake : آخرين گلسان با اندازه ي متوسط كه در رديف هاي مورب رنگ شده مرتب شده اند.
گل شبكه ای Flower lattice: نقش شبكه اي سرتاسري با گلهايي داخل فضاها.
فرش هاي شيرواني :
اين فرش ها داراي پودهاي كتاني و لبه هاي حاشيه گذاريشده كه ممكن است كتاني يا پشمي باشد مي باشد . پرز چيده شده (كوتاه شده).
تعدادي از طرح هاي شناخته شده در پايين فهرست شده اند:
ستاره لسقي Lesghi star : بزرگ ، هنري، ستاره ي 6 وجهي با كناره هاي اندازه گيري شده .
بوته Boten : اين نقش در گونه هاي زيادي بافته ميشود با استفاده از رنگ هاي جالب
باغ Garden: دسته اي از مستطيل ها و هشت ضلعي هاي متصل، ساختار باغ فارسي را به ياد مي آورد.
بيچوBijor : پالمت هاي به هم قفل شده و نقش هاي كماني دريك دسته بندي افزايشي.
آكستافا Akestafa: مدالي هايي وسيع هشت وجهي كه با پرندگان بزرگ يكي در ميان شده اند. حاشيه ي اصلي معمولاً سفيد با نقش هاي هنري بزرگ هستند.
فرش هاي باكو ـ تالش ـ لنكران و مغان :
اين فرش ها از جنوب باكو مي آيند و با اينكه از نظر منطقه ي جغرافيايي يكي هستند اما از لحاظ ساختاري متفاوتند.
باكو: طرح استانداردش يك مدالي مركزي عاجي دارد روي يك زمينه آبي كه با گل بوته هايي پر شده است. حاشيه ي اصلي عاجي است يا آبي روشن با گل آذين ها و پرندگان كه به صورت يكي درميان هستند .
تالش: اكثراً كناره هايي با زمينه هاي وسيع و اغلب آبي. حاشيه ي اصي سفيد است با نقش هايي از يك گل آذين بزرگ و 4 گل آذين كوچك .
لنكوان: از لحاظ ساختاري شبيه تالش است، اماحجيم تر و پرپشت تر بافته مي شوند و مدالي هاي كاملاً متفاوتي دارند.
مغان: معمول ترين نقش ها گال مملينگ و يك الماس قلاب شده هستند.
فرش هاي قفقاز غربي:
فرش هاي اين ناحيه براي نقش هاي جذاب، رنگ مشخص و طرح هاي قوي شهرت دارند. ناحيه ي غربي به دو منطقه تقسيم مي شود. فرش هايي كه از شمال مي آيند قزاق هستند و آن هايي كه از جنوب مي آيند قره باغ.
فرش هاي قزاق :
اين فرش از فرش هاي بسيار بزرگ هستند و داراي پرزي بلند مي باشند و از پشم پرجلا استفاده مي كنند. پودها غالباً قرمز رنگ مي شوند و حاشيه گذاري ها ممكن است با بيش از يك رنگ بافته شوند. برخي از طرح هاي شناخته شده تر قزاق در زير فهرست شده است:
ستاره قزاق Star kazagh : ستاره هاي بزرگ هشت وجهي كه مدالي هاي هشت وجهي يكي در ميان دارد روي زمينه اي سفيد هستند
قزاق چرخنده Pinwhel kazagh :زمينه قرمز با مدالي هاي چرخنده، نقش ثانوني گل آذين سبز و سفيد مي باشد.
قزاق كراچف Karachov kazagh : مدالي هاي هشت ضلعي با گوشه هاي Cheguerboeard و چهار مدالي كوچك مربعي در هر گوشه ي زمينه.
شيلد يا سوان قزاق Sheild-sevan kezagh : مدالي هاي بزرگ كه زمينه را پر كرده اند. سه گونه ي مختلف از انواع مدالي وجود دارد.
لري پمباك Lori pambok : مدالي هشت ضلعي بزرگ با مدالي هاي تزئيني نامرتب يا سرمدالي بزرگ از يك نوع در رنگ هاي متفاوت.
قزاق سه مدالي Three-medallion kazagh : مدالي هشت ضعلي و دو مدالي ناهماهنگ از رنگ هاي مختلف در زمينه اي قرمز رنگ
فكرالو قزاق Fachralo kazagh : يك مدالي شش تا ده طرفه شامل يك مدالي كوچكر در رنگي متفاوت
برچالو قزاق Barchalu kazagh : حاشيه هاي اصلي با نقش هاي قلابي و زمينه اي كوچك از مدالي هاي قلاب شده كوچك.
فرشهاي قره باغ :
اين فرش ها به بزرگي قزاق ها نيستند و شكلشان مستطيلي است. ممكن است پودهاي رنگ شده داشته باشند اما قهوه اي تيره در آن ها بارز است. پود تيره براي انتهاب گليم ها استفاده مي شود. پرز از قزاق ها كوتاه تر است ويك حاشيه ي خرچنگي خاص وجود دارد. برخي طرح هاي شناخته شده تر در پايين ليست شده:
سان برست ، چلبرد يا قزاق ايگل : يك تا سه مدالي بزرگ با يك مركز ضربدري.
كلودبند يا كندزورسك : يك تا 3 مدالي هشت ضلعي با چهار جفت S شكل در شكل .
مدالي لبه دندانه دار : مدالي هاي زياد، به هم نزديك و الماس شكل روي يك زمينه.
گنجه: فرش هايي با نوارهاي مورب دررنگ هاي مختلف. نوارها گل بوته ها يا گل هايي رويشان دارند.
شوشا و اريوان: نقش ها براي اين فرش هاي شهري گل دارو فارسي هستند. معمولاً قرمز دانه استفاده ميشود. اكثراً پودهاي كتاني وپرز هاي كوتاه شده ي نزديك هم دارند.
لمپا قره باغ : دسته هايي از مدالي هاي بزرگ به هم متصل با پرندگان بزرگ در زمينه.
بافت هاي نازك و مسطح قفقازي
بافت هاي نازك و مسطح قفقازي بيشتر شاخصه هاي رنگ و طرح قاليچه ها را دارا مي باشند. اين فرش ها در درجه اول براي استفاده ي بافندگان به عنوان قاليچه، پرده، جداكننده ي اتاق، رواندازها و پوشش ها و براي اهداف كشاورزي به كار مي رفت. توصيف 5 نوع بافت هاي مسطح قفقازي در زير آمده است:
گليم ها: دو طرح اصلي عبارتند از نوارهاي پهن و باريك افقي با نقش هاي هنري يا پالمت هاي بزرگ كه در رديف هاي مورب رنگ شده مرتب شده اند. هر دوي آن ها تقريباً 150-210 س در 245- 335 س سهتند .
سوماك ها : براي اين فرش هاي بزرگ اژدها و مدالي هاي درختي معمول هستند .

  
نویسنده : دکتر سيد علي مجابی ; ساعت ٤:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٦/٢۳


ترجمه کتاب فرشهای شرقی ـ فصل پنجم

عاطفه پیروز

استاد راهنما:عبدالله احراری

ناشر:www.rugart.org

تاریخ نشر:(8/فروردين/1386)

 

 

فصل پنجم
فرشهاي ايراني
فرشهاي شهري
تبريز
كرمان
مشهد

 ايران مركزي

 فرشهاي پارسي
فرشهاي روستايي
روستاهاي شمال غربي
غرب ايران
جنوب ايران
شرق ايران
فرشهاي قومي و عشايري
فرشهاي كردي
فرشهاي بختياري و لري
فرشهاي قشقايي و خمسه
فرشهاي افشار
فرشهاي بلوچي
فرشهاي شاهسوند
بافته هاي نازك و مسطح ايراني
 


فرش هاي ايراني:
فرش هاي ايراني قسمت كاملي از انواع مختلف را در بر مي گيرد كه از آن هايي كه در ساير كشورهاست جامع تر مي باشد. قرن هاست كه بافندگي شهري و روستايي در ايران طبيعتي تجاري گرفته در حالي كه اكثر فرش هاي قومي و عشايري تحت تاثير امر قرار نگرفته اند. براي فهميدن فرش هاي ايراني بهتر است آن ها از زاويه ي زندگي بافندگانشان ببينيم.

فرش هاي شهري:
هستند. در هر قسمت شمال، جنوب و شرق يك شهر يك زمينه را به صورت بارز دارا مي باشد (تبريز، كرمان و مشهد).
تبريز :
اين شهر در طول قرن ها مركز بافندگي بوده و از همين جا بوده كه رونق زياد در فرش در قرن نوزدهم شروع شده. تمام انواع اندازه ها و طرح ها در اين مكان بافته مي شود. در تبريز از پشم و ابريشم استفاده مي شود. اكثر فرش ها با ساختارهاي كتاني (به استثناء فرش هاي ابريشمي) بافته مي شوند و از هر دو گره متقارن و نامتقارن استفاده مي شود. فرش هاي تبريزي خصوصيت حسي و هنري دارند.
اگر دست را زير فرش قرار دهيد در پشت آن موهاي زبر و خشك را مي توانيد حس كنيد. اكثر فرش هاي تزئيني از تبريز ابريشمي هستند مخصوصاً فرش هاي ابريشمي هريز.
با اينكه نقش ها و طرح هاي فرش هاي ابريشمي هريز مختلف و گوناگون است يك خصوصيت واحد و هميشگي را مي توان ديد و آن وجود حاشيه هاي غير قابل تطبيق هستند. اگر حاشيه هاي فرش قابل تطبيق باشند. فرش به عنوان فرش تبريزي شناخته مي شود. طرح هاي فرش ابريشمي شامل فرش هاي نماز (سجاده)، مصور و مدالي مي باشد. ديگر فرش هاي تبريزي با پرز پشمي در همين طرح ها هم مورد توجه هستند و جمع آوري مي شوند.
كرمان :
در قسمت جنوب است، فرش هاي كرماني از اولين فرش هايي هستند كه در كشور بافته شدند. مطرح ترين فرش كرماني راور يالاور كه نام شهري در نزديكي كرمان است مي باشد. اين فرش براي بافت خوبشان شناخته شده هستند و همچنين قرمز پويا و غني و رنگ هاي عاجي و طلايي و مدالي هاي جذاب. فرش هاي كرماني اصولاً در اندازه هاي قالي و قاليچه بافته ميشوند در حالي كه اكثر علاقه مندان به شدت به دنبال فرش هاي نماز (سجاده) مي گردند.
مشهد :
در قسمت شمال غربي قرار دارد و به استثناء يك نوع فرش هايي از كيفيت متوسط برخوردارند. رنگ قرمز به صورت بارز استفاده مي شود. فرش هاي عموگلي معمولاً از ابريشم هستند و مهمترين فرش هاي تجاري هستند كه در مشهد ساخته مي شوند. معمولاً هميشه قرمز هستند با طرحي متراكم و نقش گل بوته به سبك عربي هستند و مدالي ها هم گاهي استفاده مي شوند. برخي فرش ها با زير ساخت هاي كتاني بافته مي شوند.
ايران مركزي :
تعداد زيادي از اكثر فرشهاي مشهور در مركز ايران ديده مي شوند. يكي ـ كاشان ـ براي قرن هاست كه يك مركز بافندگي بوده و بقيه تقريباً تازه واردها به اين رشته هستند. كاشان قديمي ترين و مشهورترين شهرمركز ايران است. در كيفيت سرتاسري اين شهر پايدارترين توليد كننده در كشور بوده است. طرح هاي زيادي استفاده مي شوند اما مدالي ها هميشه براي طراحان كاشان يك استثناء بوده است.
فرش هاي كوچك و فرش هاي نماز درخت زندگي نقطه ي توجه علاقمندان مي باشد. شهرهاي نائين، اصفهان و قم تازه واردان به فرش هاي كيفييت بالا ،فرش هاي شهري و بهترين هاي ما در فرش هاي كوچك هستند ، استفاده از ابريشم به شكل كلي يا جزئي در فرش ها ديده مي شود به استثناء فرش هاي تمام ابريشم كه بر روي چله هاي كتاني بافته مي شوند و پودها گره هاي نامتقارن دارند. در خلق صنعت فرش در اين مكان ها طراحان از طرح هاي قرن شانزده شاه عباس ـ يكي از پادشاهان فارسي در دوران طلايي هنر ـ الهام مي گرفتند.
فرش هاي پارسي (فارسي):
از آنجايي كه فرش هاي ايراني بيش از ديگر انواع فرش به بازار غرب رفت فهرست زير- البته فهرستي نه چندان كامل ـ از نام هايي كه خريداران احتمالي ممكن است برايشان مفيد واقع شود، ارائه شده است.
افشار: فرش هاي قومي از جنوب كرمان .
عين آباد يا بي بي كباد : فرش هاي كردي كه در عين آباد بافته مي شوند.
اراك (سلطان آباد): براي فرش هايي كه دراين شهر فروخته مي شود نام -تجاري گذاشته اند.
بختياري: فرش هاي نيمه عشايري كه در نزديك اصفهان بافته مي شوند.هِرز: همچنين جهت نامي تجاري استفاده مي شود.
بيرجند: نام تجاري براي فرش هاي حجيم كه در مشهد خريد و فروش مي شود.
بُزچلو (بُرچلو): فرش هاي روستايي كردي بزچلو، در همدان فروخته مي شوند.
درجزين: فرش هاي كردي در اين منطقه بافته مي شوند و در همدان خريد و فروش مي شوند.
درخش :قطعات خوبي در قرن نوزدهم توليد كرد، قطعات جديد و مدرن.
(فراهان) : نامي قومي براي فرش هاي خوب كردي كه در اين مكان و اطرافش بافته مي شود.

اصفهان: قطعات جدي حاكي از فرش هايي هستند كه در خود شهر بافته مي شوند يا فرش هايي با كيفيتي خاص كه در مشهد فروخته مي شود اما در اصفهان بافته نمي شوند.
جوشقان: در اين شهر از سال 1700 بافته مي شوند يا نامي است كه به نقش هاي خاص در نمايش فرش ها داده مي شود. فرش هاي كاراچي تاثير قفقازي را نشان مي دهد.
قم: شهري با صنعت بافندگي جديد.
كردي: نامي قومي براي سبك قومي فارسي در شمال غربي كه با فهرست نامهاي زيادي مقابله مي كند.
لاور كرمان : نامي تجاري براي فرش قديمي كرماني
.
مهربان: براي دادوستدي كه به كار مي رود كه فرش هايي را توضيح مي دهد با كيفيتي خاص كه در منطقه مهربان بافته مي شود.
موصل: نامي تجاري براي فرش هاي پرپشت، سبك كردي در همدان فروخته مي شود.

سنه: بافندگي هاي خوب اما نامش در دادوستد مورد سوء استفاده قرار گرفته .
سراب: امروزه نامي تجاريست براي برخي بافندگي هاي قشقايي.
فرش هاي روستايي:
برخي فرش هاي روستايي در فرش هايشان از طرح و نقش هايي استفاده مي كنند كه مورد دسترسي و تاثير تجاري قرار نگرفته . اين فرش ها آن هايي هستند كه مورد توجه هنردوستان است.
روستاهاي شمال غربي:
اين روستاها در اطراف شهر تبريز قرار گرفته و در اين فرش ها از گره تركي استفاده مي شود. هريز نامش را به دسته اي از فرش ها داده. اكثراً در اندازه ي اتاق، با اينكه براي اهداف تزئيني هستند كه يك خصوصيت متمايز دارد. اين فرش همچنين با عنوان سراپي، بكشانيش، اهر و كراچي هم شناخته مي شود.
تعداد كمي فرش هاي كوچك بافته مي شود كه براي هنرمندان جذاب است. اين فرش ها نقش هاي مدالي و سرتاسري دارند و با چله و پودكتاني بافته مي شوند.
سراب گروهي مختلف و منحصر به فرد را مي بافند كه اكثراً كناره هستند. اين فرش ها حاشيه هاي خارجي پهن تري دارند كه با موي طبيعي شتر يا پشم رنگ شده به شكل موي شتر بافته مي شود. زمينه اش دسته اي از حلالي هاي بزرگ و مربوط به هم است. رنگ هاي صورتي و آبي در نقش ها به كار مي رود كه هنري و گل و بوته اي هستند. پودها و چله ها غالباً پشمي هستند.
غرب ايران :
غرب ايران ناحيه اي غني درزمينه ي بافت قالي است. فرش هاي تجاري همدان، ساروك، ليليهان و سرابند و سنه از اين منطقه است.
فرش هاي بيجار و چهارمحال و بختياري. ديگر فرش هاي روستايي اصلتيشان از مسلقان ، ملاير، ساروك و فراهان است. مسلقان فرش با طرح حلالي دارد كه شبيه هيچ فرشي در همدان نيست. اكثراً 120 در 180 سانتي متر هستند و يك پود دارند. با گره متقارن بافته مي شوند و چله ها كتاني هستند با پودهايي پشمي يا كتاني. مدالي هاي چند ضلعي بزرگ و زمينه با طرح هايي كوچك منقش شده اند. رنگ زمينه ي مدالي ها به شدت با رنگ زمينه ي فرش در تضاد است. حاشيه ها نازك هستند. نتيجه طرحي دراماتيك و هنري و وسيع است. ملايري ها يك پود استفاده مي كنند، گره متقارن و اكثراً 120 در 180 سانتي متر هستند و نقش هاي سرتاسري و مدالي دارند. بوته كم و بيش ديده مي شود. ملاير، ساروك و فراهان همه داراي چله ها و پودهاي كتاني هستند. برخي يك فرش ملايري را به عنوان فرش سنه بدون خصوصيات حسي معرفي مي كنند.
فرش هاي ساروق با سايز قالي و قاليچه مي آيند با طرح هاي مدالي به سبك عربي كه ويژگي خاص آن است. رنگ هاي قرمز، آبي و سفيد رنگ هاي بارز در آن است با سبزهاي رايج. اين فرش ها بسيار خوب و سفت بافته مي شوند. فرش هاي فراهاني نقشه هاي سرتاسري دارند مخصوصاً در هراتي، و مدالي ها كم و بيش زاويه دار هستند. اين فرش ها براي سايه ي سبزي كه دارند شناخته شده هستند.
جنوب ايران:
توليدات براي بازارهاي تجاري از روستاهاي آباده و يالمه گسترش پيدا كردند كه به ميانه قرن بيستم برمي گردد. زماني اين فرش ها در بازارها معمول بودند آباده نقش ها و طرح ها را از قشقايي مي گرفتند. تفاوتشان اين است كه اين فرش ها با پود و چله كتاني بافته مي شوند و بعدها اينكه با رنگ آبي رنگ مي شوند. فرش ها از 180 در 275 سانتي متر بزرگتر نيستند. فرش هاي يالمه با نقش هاي خمسه هم گروه هستند. فرش هاي كوچك چند مدالي دارند كه با قلاب هايي به هم وصل شده اند، همين مدالي ها در شبكه اي از حاشيه ها درقالي و قاليچه ها به ترتيب قرار مي گيرند . اين فرش ها با پودها و چله هاي پيش بافته مي شوند هر چند براي پودها گاهي از كتان هم استفاده مي شود.
شرق ايران:
يك روستاي قابل توجه دروخش است. اكثر فرش هاي معمول 120 در 180 سانتي متر هستند و معمول ترين نقش هم بوته است. رنگ شاخص زرد ـ نارنجي مي باشد داراي گره متقارن و معمولاً يك حاشيه هستند.


فرش هاي قومي و عشايري:
اين فرش ها توسط گروه هاي قومي مختلف بافته مي شوند شامل: كردها، بختياري و لري، قشقايي و خمسه، افشار، بلوچي و شاهسوند كه برخي از آنها روش زندگي ثابت يا كوچ نشيني را دارند.
فرش هاي كردي :
كردها در تركيه، ايران، عراق و سوريه زندگي مي كنند اما گروه اصلي بافنده فروش در ايران هستند، بافندگان از نقش ها، طرح ها و سبك هاي بسياري استفاده مي كنند. كردها رنگرزهاي ماهري هستند فرش هايشان حاكي از بهترين قالي هاي پشمي است كه در قوم هاي عشايري مي باشد. پشم كردي بادوام، پرجلا و بسيار مستعد در دريافت رنگ است.
نوع گره: متقارن.
پود و چله : اكثراً پشم با كمي كتان، چله ها اغلب پشم سفيد هستند اما ممكن است با قهوه اي مخلوط شدند پودها معمولاً قهوه اي هستند با اينكه برخي قرمز هم هستند.
انتهاي لبه و حاشيه: حاشيه قالبگيري شده يا حاشيه گذارده شده، گليم ها (برخي با نوار) از 5/2 سانتي متر.
رنگ ها: زرد و از هر دو رنگ قهوه اي طبيعي و غير طبيعي استفاده مي شود. فرش هاي روستايي كردي در درجه اول با مناطق همدان، سنه و بيجار شناخته مي شوند. همدان يكي از بزرگترين مناطق تجاري بافندگي است، اما فرش هايش به طور كلي جمع آوري نمي شوند. فرش هاي سنه و بيجار (در شمال سنه قرار دارد) براي دادوستد توليد مي شود اما ارزش هنري خيلي زيادي دارند و شاخصه هايش آن ها را از تمام ديگر فرش ها متمايز مي كند.فرش هاي سنه در ميان بهترين فرش هاي روستايي در مركز غربي ايران قرار دارند. اين فرش ها تك پودي هستند و پرز كوتاهي دارند و عمق چله هم ندارند. پشت فرش سنه اي مانند سمباته است. هنگامي كه يك فرش سنه اي به آن خوبي كه بايد بافته نمي شود، (سنه كرد) ناميده مي شود. فرش هاي بيجار از فرش هاي مقام هستند. فرش هاي كوچك و كيف بافته ميشود و داراي چله هاي متراكم و فشرده هستند. داراي طرح و نقش هاي گوناگوني هستند. آن هايي كه كيفيت كمتري دارند با عنوان (بيجار كرد) شناخته مي شوند. ورامين، شهري در جنوب تهران براي گروهي خاص از بافندگي هاي ايل نشيني مشهور است. اكثر آن ها كيف هايي هستند با زمينه ي آبي و گال هاي تركماني.
فرش هاي بختياري و لري:
ايل هاي بختياري و لري در دشت ها و كوه هاي شرق اصفهان تا مرز عراق زندگي مي كنند. فرش هاي بختياري از هر دو نوع روستايي و كوچ نشيني هستند و فرش هاي لري از سبك كوچ نشيني هستند. قطعات كوچ نشيني اكثراً كيف هاي بزرگتر، خورجين ها و گليم ها هستند. بختياري ها هم روستايي دركمپ هاي تابستاني دارند كه در چهار محال و بختياري مي نشينند. اين دو گروه ـ بختياري و لري، و چهار محال به طور جداگانه بررسي مي شوند.
شاخصه هاي تكنيكي فرش هاي بختياري و لري پايين فهرست شده: نوع گره : متقارن
نخ هاي پود و چله : پشم با استفاده از موي بزي كتان . چله ها در فرش هاي لري اكثراً قهوه اي هاي طبيعي هستند كه برخي با سفيد مخلوط شده اند. در بختياري آن ها سفيد هستند كه برخي با قهوه اي طبيعي مخلوط شده اند. پودها در هر دو قرمز و قهوه اي طبيعي مي باشد.
لبه و انتهاي فرش: لبه ها اكثراً قالبگيري شده اند با پشم قهوه اي تيره يا موي بز. انتهاي فرش ها ممكن است 5/2 تا 5/7 سانتي متر باشند، گليم با رنگ طبيعي يا نوارهاي بافته مي شود.
رنگ ها: رنگ هاي آبي تيره بارز هستند، قرمزها روشن هستند در زمينه و زردها پرمايه هستند.
شاخصه هاي تكنيكي: براي بيشتر كيف هاي بزرگ كتان سفيد استفاده مي شود، انتهاي كيف ها با پرز بافته مي شوند.
چهارمحاليها قالي و قاليچه هاي بزرگي هستند. معمول ترين نقش، نقش سرتاسري مي باشد از چهار ضلعي ها يا اشكال آب نباتي با درختان و گلهاي گوناگون در آن ها. شاخصه هاي تكنيكي آن ها عبارتند از:
نوع گره: متقارن.
نخ هاي پود و چله: كتان، گاهي پودهاي آبي.
انتها و لبه ي فرش: قالبگيري شده با پشم سياه و گليم با 5/2- سانتي متر بافته مي شود.
شاخصه هاي تكنيكي : در اين فرش ها اغلب كتيبه ها ديده مي شوند.
فرش هاي قشقايي و خمسه :
ايل هاي قشقايي و خمسه در جنوب شرقي ايران اطراف شيراز زندگي مي كنند. فرش هايشان داراي خصوصيات شبيه است. بافته هايشان اولاً كوچك هستند و فرش هايي به اندازه ي مكان هستند و همچنين كيف ها و قطعات مفيدي مي بافند. نقش ها اصولاً هنري هستند و شامل حيوانات، گل بوته اي و اشكال انسان ها به عنوان اجزاء پركننده مي شوند. شاخصه هاي تكنيكي آن ها در زير فهرست شده است:
نوع گره: متقارن و نامتقارن : نخهاي چله و پودها: پشم
انتها و لبه ي فرش: قشقايي ها اصولاً از قالب گيري دو رنگ پشم استفادهم مي كنند. خمسه ها از قالب گيري و حاشيه گذاري در پشم رنگ شده يا قهوه اي طبيعي استفاده مي كنند. گليم با نوارهاي دو قلو يا طرح برجسته يافته مي شود.
رنگ ها: رنگ هاي قرمز روشن قابل تشخيص هستند، سايه هايي از آبي، سبز و طلايي به عنوان يك رنگ اصلي .
شاخصه هاي تكنيكي: بيشتر فرش ها دو يا چند حاشيه ي باريك با چهار ضلعي هاي سفيد و آبي تيره فرعي دارند. نقش هاي قشقايي شامل يك سبك مدالي درختي و نقش هاي سرتاسري مكرر با رنگ آميزي مورب هستند. اين فرش ها به طور كلي خيلي سفت تر از فرش هاي خمسه بافته مي شوند. تعداد زيادي از طرح هاي خمسه شامل يك خروس منحصر به فرد از رويان هاي عمومي با رنگ سفيد و آبي تيره مي شوند. اكثر فرش هاي خمسه داراي حالتي شل و انعطاف پذير مي باشند.
فرش هاي افشار:
اكثر فرش هاي افشار كوچك هستند اما برخي قالي هستند. برخي كيف ها و قطعات هنري هم بافته مي شود. فرش هاي افشاري به دو دسته تقسيم مي شوند كه به اين امر بستگي دارد كه آيا پشم براي پود و چله استفاده مي شود يا نه. آن شاخصه ي هنري و نقش هاي گل بوته اي در طرح هاي سرتاسري و مدالي را دارا مي باشند.
نوع گره: متقارن و نامتقارن
نخ هاي پود و چله: براي چله ها پشم سفيد كه معمولاً با قهوه اي مخلوط مي شود. پودهاي پشمي. اكثراً قرمز، نارنجي يا صورتي، كمي تراكم در چله، در قطعات نزديك تر كتان براي چله و پود استفاده شده است .
انتها و لبه ي فرش: قالبگيري شده با پشم رنگ شده، گليم 5/2 – 15 سانتي متر.
رنگ ها: قرمز هاي زنگاري با زرد بي حال استفاده شده و رنگ نارنجي قرمز به عنوان رنگ فرعي هم شاخصه اي قابل توجه مي باشد.
شاخصه هاي تكنيكي : پشم افشاري خشك است هنگام دست زدن و جلاي كمتري دارد .
فرش هاي بلوچي :
فرش هاي بلوچي از منطقه ي شرقي در مرزهاي افغانستان و تركمنستان مي آيد. اكثر فرش ها كوچك هستند و تعداد بسياري به شكل سجاده هستند. اين فرش ها يكي از نقش هاي تيره از قرمز و آبي كه با قهوه اي تيره مخلوط شده و طرح كلي سفيد دارد را به نمايش مي گذارند. موي طبيعي شتر معمول مي باشد.
نقش ها هر دوي گل بوته اي و هنري هستند. تعداد بسياري از كيف ها هم بافته مي شوند.
نوع گره: نامتقارن كه به سمت چپ باز مي شود و تعداد كمي سمت راست باز مي شوند و برخي متقارن هستند.
نخ هاي چله و پود: چله ها پشم سفيد هستند، پودها پشم قهوه اي تيره هستند. فرش هاي بلوچي جديدتر از ايران پود و چله هاي كتاني دارند.

انتهاي لبه ي فرش ها: حاشيه گذار شده با پشم قهوه اي يا موي سبز. انتهاب فرش ها 5/2 – 25 سانتي متر هستند با گليم در نوارهاي رنگ شده كه با تكنيك هاي برجسته يا صفحه ي چپي ساده منقش شده است.
شاخصه هاي تكنيكي : پشم نرم و پرجلا و سايه هاي آبي جذاب و غني.
فرش هاي شاهسون:
اكثراً بافت هاي نازك و مسطح هستند و نقش ها هنري هستند و در رنگ هاي گوناگوني مي باشند. اكثر بافت ها كيف هاي مسافرتي، گليم هاي زميني و پوشش هاي مختلف هستند. نقش ها و طرح ها از جذاب ترين بافت هاي نازك و مسطح هستند.
بافته هاي تخت ايراني:
بافندگي هاي نازك توسط تمام بافندگان كوچ كننده ي ايراني و بيشتر بافندگان روستايي توليد مي شوند. هر كدام شاخصه هاي تكنيكي و طرح و نقش هاي مخصوص خود را دارند. اكثر بافت هاي نازك و مسطح شاهسوند با استفاده از تكنيك سوماك Soumak بافته مي شوند. امروزه بيشتر با عنوان كيف هاي بزرگ وجود دارد. آن ها درون مايه ي طراحي خاص و جالبي دارند وبراي كلكسيون هاي بزرگ استفاده مي شوند.
بافت هاي نازك و مسطح در اندازه هايي تقريباً 180 در 305 سانتي متر با فرشينه ي كلاف شده و بريده شده بافته مي شوند. آن ها براي فرش هاي زمين و پوشش هاي مختلف بافته مي شوند. طرح ساده ي معنوي اكثر گليم هاي قشقايي براي آنهايي كه هنر مدرن را دوست دارند جذاب است.
بافت هاي تحت كردي، بلوچي، لري/ بختياري شناخته شده هستند اما هنوز مشهور و رايج نشده اند. بافت هاي نازك كردي هنوز بايد كاملاً بررسي شود بافت هاي نازك و مسطح بلوچي حتي از فرش ها تيره تر هستند و براي تحسين مناسب نيستند. اما در ميان پيچيده ترين قرار دارند.
بافت هاي نازك لري/ بختياري سيل عظيمي از علاقه را در سالهاي 1970 تجربه كرد. از بين بافت هاي مسطح و نازك روستايي دو مورد قابل توجه سنه و بيجاريهاست. گليم هاي سنه بهترين هايي هستند كه توسط بافندگان شرقي بافته شده بهترين به دليل خوش بافت بودن آن هايي هستند كه قبل از جنگ جهاني اول بوده اند. نمونه هاي بعدي بر روي چله هاي كتاني پرپشت تر بافته شدند. اشكال بوته و هراتي اصولاً به عنوان نقش ها هستند. بهترين نمونه ها چله هايي ابريشمي و چند رنگ دارند.

  
نویسنده : دکتر سيد علي مجابی ; ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٦/٢۳


ترجمه کتاب فرشهای شرقی ـ فصل چهارم

عاطفه پیروز

استاد راهنما:

ناشر:www.rugart.org

تاریخ نشر:(7/فروردين/1386)

فصل چهارم
 فرشهاي آسياي مركزي
 فرشهاي تركماني
 بافت تركماني و بلوچي
 سبكهاي قومي
 بافتهاي نازك و مسطح تركماني
 فرشهاي اصلي
 ديگر بافتهاي كوچ نشيني
 

فرش هاي آسياي مركزي :
فرش ها و بافندگي ها در آسياي مركزي قومي و عشايري مي باشد به استثنايي فرش هاي بشير . ايل هاي اصلي بافندگي فرش ، تركمن ها ، قزاق ها ، ازبك ها ، قرقيزها هستند .
فرش هاي تركمني :
فرش هاي تركمني در سايه هاي رنگ قرمز با نقش هاي سرتاسري چند گوشه (gul) مي آيند . سايه ي رنگ قرمز ، شكل چند گوشه (gul) و نقش هاي مكرر خاص در هم مي آميزند و براي كمك به تشخيص بين فرش هاي گروه هاي اصلي قومي تكه ، سالور ، ساريك ، يومود ، چودور ، ارساري و بشير بكار مي روند . نوع بافت فرش ها براي روي زين ، كيف هاي بزرگ ( جوال ) 90-60 س تا 180-120 س ، كيفهاي كوچك (توربا ) 30 س در 150-90 س ، كيف هاي بسيار كوچك (مفرش ) 30 س در 60 س ، خورجين ها ، فرش هايي براي آويزان كردن ورودي يورت ( انسي ) 120 س در 180 س ، فرش هايي كه شكل "U" تا شده اند براي آويزان كردن داخل ورودي (كاپليك ) ، نوارهاي چادر در عرض هاي متنوع ، بافت هاي پنج ضلعي براي آذين بندي وري شتر عروسي ( آسماليك ) و فرش هاي عروسي 90 س در 90 س .

گل (gul) : نقش اصلي است و اندازه ها و اشكال مختلفي را مي پذيرد . موارد بعد برخي گالي هاي است كه برخي ايل ها از آن استفاده مي كند .
گل تكه (Take) : به شكل دايره وار است و به صورت عمودي و افقي توسط خط هاي آبي به هم مرتبط هستند .
گل سالوريا تورت (Salor/Torret) : روي فرش هاي تكه يافت مي شوند . در ايل هاي ساريك و ارساري ، يك برآمدگي سه ضلعي دور لبه دارد .
گل ليگال : در اكثر شكل هاي سالور استفاده مي شود . فرش هاي ارساري و ساريك
گل ديرناك (Oymak) : الماس شكل با برآمدگي هاي قلابي
گل جوالي يا ساريك (Juval/Saryk) : شبيه به گال تكه است اما با خط به هم مربوط نمي شود .
گل كپسه (kepse) : گال الماس شكل با رنگ هاي دوگانه ، قابهاي دندانه دار روي لبه هاي فرش . گفته مي شود كه تنها توسط يومود (Yomud) مورد استفاده قرار مي گيرد .
گل تااوك نوسكا (Tauk nuska) : با دو حيوان كوچك در هر ربع گال، اين گال يكي از پر مصرف ترين گال هاست و در فرش هاي اصلي اكثر ايل ها يافت مي شود .
گل ارتمن (Ertmen) : در درجه اول در فرش هاي چودور يافت مي شود .
گل چمچه ، كوربگ ، مملينگ ، اري و ساگداك (Sagdak ,Chemche ,Kurbage Memling ,erre ) : اين گال هاي دسته دوم توسط تعداد زيادي از ايل ها مورد استفاده قرار مي گيرد .
نقش هاي گل بوته اي و غير گال روي زمينه و حاشيه هاي فرش هاي شبير ديده مي شوند . گمان نمي شود اينها عشاير مي باشند ، اكثر اين نقش ها فارسي هستند و يا از پارچه هايي مانند ايكاتس استفاده مي شود .
رنگ ها براي تميز دادن بين بافت هاي ايل هاي مختلف مهم هستند . رنگهاي قرمزي كه استفاده مي شود يك گسترد ي وسيع را در بر مي گيرد – براي مثال رنگ هاي قرمز – قهوه اي ، قرمز زرنگاري ، قرمزهاي متوسط ، قرمز بنفش و بنفش هستند – رنگ هي آبي كه استفاده مي شود اكثراً خيلي تيره يا آبي مشكي هستند و رنگ هاي آبي روشن و متوسط بسيارنادر است . رنگ زرد در اكثر سايه ها از روشن تا تيره استفاده مي شود . سبز- آبي به عنوان رنگ دوم اغلب استفاده مي شود . سفيد طبيعي و پشم قهوه اي هم استفاده مي شود .
شاخصه هاي تكنيكي كه در تشخيص انتساب قومي از آنها استفاده مي شود بدين شرح است : نوع گال اصلي و فرعي ( روي فرش اصلي ) ، نوع گره ، تراكم گره ، رنگ پشم پود و چله، عمق چله ، رنگ قرمز ، انتهاي لبه و شاخصه هاي خاص .
بافت تركمني و بلوچي :
بافندگي هاي تركمني به طور گسترده در سه ايالت شوروي – تركمنستان ، قزاقستان و ازبكستان – توليد مي شده اولي ترين تاثيرات روي زندگي و فرهنگ اين مناطق جنگ مانند روي مغولستان و تركيه بوده است و اكثر نقش هاي مكرر در بافت هاي تركمني را مي توان در اين منابع جستجو كرد .
منبع اصلي ايجاد بافندگي تركمني موضوع بحث است .ديدگاه سنتي اين بود كه تركمن ها اساساً مردمي كوچ نشين بوده اند و فرش هايشان را تنها به عنوان وسايل مصرفي استفاده مي كردند نه چيز ديگر با اين حساب بافندگي عمر كمي داشتند . در حاليكه دانشمندان جديد اين امر را رد مي كنند زيرا امروزه بديهي به نظر مي رسد كه تركمن ها به بافت هايشان اهميت مي دادند و تنها براي چادرهايشان نمي بافند بلكه براي زندگي هاي شهري نيز مي بافتند . بافت هاي تركمني يك قالب رنگي بارز از رنگ قرمز دارد ، قرمز – قهوه اي و قرمز – آبي ، نقش اصلي اش گال است ، يك هشت ضلعي روي گونه اي از هشت ضلعي ديگر شامل نقش هاي اصلي كوچك تر كه ممكن است يك گل شكيل را به نمايش بگذارد.
اين نقش اصلي داراي سبك كاملاً ارتباطي نزديك با يك قوم تركمني خاص يا شبه قوم (بشير. قزل الا و اراباتچي و قزاقستان) دارد. بعد از 1884 تعداد زيادي از قوم هاي تركماني هم پايه هايي در افغانستان بنا كردند.
ايل هاي بلوچي:
مانند تركمني ها، ايل هاي بلوچي به طور كلي قطعات كوچك و كيف هايي مي بافند كه در زندگي بياباني به كار مي رود. افراد فقير، منطقه ي اصلي بافندگي شان دو طرف مرز فارس ـ افغان را براي چند صد كيلومتر فرا گرفته، اصلي ترين بازار فورششان شهر تربت در شمال، 100 كيلومتري جنوب مشهد است.
پشم بلوچي به طور خاصي نرم است و رنگ هايش عميق و غني هستند. هيچ طرح بلوچي خاصي وجود ندارد جز اينكه آن ها به نقش درخت زندگي علاقه دارند تاثير اوليه ي آن ها در بافت و طرح و نقش هايشان از تركمان ها مي باشد.
سبك هاي قومي:
فرش هاي تكه داراي گال تكه هستند، گره نامتقارن كه به سمت راست باز مي شود، يك تراكم گره اي بيش از 150 گره در هر 5/6 سانتي مترمربع، چله ها اصولاً پشم سفيد هستند، چله ها در يك رديف هستند. آن ها داراي رنگ هاي روشن قرمز معمولي هستند و با لبه هاي قالب گرفته شده و يك بافت كوتاه ملايم .
فرش هاي سالور، سالورا به نمايش مي كشد، جدال و گاليگال ها، گره نامتقارن كه به سمت چپ باز مي شود، تراكم گره اي بيش از 150 گره در هر 5/6 سانتي مترمربع، چله هايي با پشم سفيد، چله هايي با پشم سفيد، چله ها عمق زياد دارند، اكثراً روشن هستند، رنگ هاي قرمز غني به كار مي برند، حاشيه گذاري قرمز و آبي و استفاده ي جزيي از ابريشم صورتي ـ قرمز.
فرش هاي ساريك داراي جولل، سالور و گايگال مي باشند: گروه نامتقارن، تراكم گره با بيش از 100 گره در هر 5/6 سانتي متر مربع، اصولاً چله ها پشم سفيد هستند، چله هاي بر پشت و عميق با رنگ هاي قرمز زنگاري، قهوه اي مايل به قرمز و بنفش، در فرش هاي جديد حاشيه گذاري آبي و قرمز، در فرش هاي قديمي تر لبه هاي قالبگيري شده، و پرزي كوتاه با كتان سفيد و ابريشم صورتي و قرمز .
فرش هاي يومود داراي گال هاي ديرناك، كيسه و تااوك نوسكا مي باشند: گره ها هم متقارن وهم نامتقارن، تراكم گره اي بيش از 100 گره در هر 5/6 سانتي متر مربع است ، چله ها سفيد تا خاكستري رنگ هستند، چله ها اغلب در يك سطح هستند، تمام انواع قرمزها لبه ها حاشيه گذاري و قالب گيري هستند.
حاشيه هاي اصلي داراي زمينه ي سفيد است براي حاشيه اصلي يك نقش خميده ي برگي دارد و چله ها كتاني يا نيمه كتاني هستند .
فرش هايي چودور نقش هاي گال ارتمن و تااوك ميسكا دارند: گره هاي متقارن و نامتقارن، تراكم گره اي بيش از 80 گره در 5/6 سانتي متر مربع، رشته هاي قهوه اي و پشم حالتي خشك دارد، داراي چله هاي كتاني يا نيمه كتاني و حاشيه هاي اصلي داراي زمينه ي سفيد هستند.
فرش هاي ارساري داراي گال هاي گاليگال و تاارك نوسكا هستند: گره نامتقارن كه اكثراً به سمت راست باز مي شود. تراكم گره اي بيش از 70 گره در هر 60 سانتي متر مربع است. لفا ها سفيد تا خاكستري هستند و در يك رديف قرار مي گيرند يا كمي فشرده هستند رنگ هاي قرمز روشن و زنگاري، حاشيه گذاري قهوه اي . گاهي زرد به عنوان رنگ غير اصلي استفاده مي شود. جادستي سنگين و شل و پشم پرجا استفاده مي شود.
فرش هاي بشير به دليل اينكه از نقش هاي گالي استفاده نمي كنند متفاوت هستند: داراي گره هاي نامتقارن كه به سمت راست باز مي شوند تراكم گره اي بيش از 50 گره در 5/6 سانتي متر مربع، چله هايي با رنگ سفيد، خاكستري و قهوه اي در يك سطح. رنگ هايي كه استفاده مي شود قرمزهاي زنگاري و متوسط استفاده مي شوند حاشيه گذاري آبي و قرمز و اكثراً زرد.
بافت هاي نازك و نخت تركمني :
با اينكه اطلاعات كمي از بافندگي تركماني در دست است اما بافت هاي نازك و سطح نقش خاص را ايفا مي كنند و مجموعه طرح هاي منحصر به فردي را دارند. موارد زير تعدادي از انواع شناخته شده مي باشد:
فرش هاي اصلي : قوم هاي يموت، تكه و ارسالي فرش هاي نازك و مسطح بزرگي را توليد مي كنند. رايج ترين تكنيكي كه از آن استفاده مي شود سيسيم است با يك طرح كتشاك چهار قسمتي داخل يك قسمت شبكه شبكه. بافت از پرپشت در قطعات ارسادي تا معمولي در يومودوتكه فرق مي كند. طرح ديگر رشته هاي افقي با اشكال محرابي يا قوسي در آن هستند. اينها به يومودوتكه منسوب مي شوند.
جوال ها ، تورباس و خورجين ها : گال مملينگ در جوال ها استفاده مي شوند و با تكرار كوچك و سرتاسري در كيف هاي كوچك به كار مي رود.
نوارهاي چادر : نقش ها در پرز روي يك زمينه ي نازك و سطح بافته مي شوند يا نقش هاي پود و آن هايي كه مقابل چله قرار مي گيرند.
گليم ها : تكنيك هاي كلاف بركن و بريدن فرشينه در مثال هايي كه به ارساري و يرمود منسوب مي شود استفاده مي شوند.
ديگر بافته هاي كوچ نشيني:
فرش هاي ازبك، قزقيز و قزاق همه سبك هاي كوچ نشيني هستند كه بدون توجه به مناسبات تجاري بافته مي شوند. اكثر قوم ها پشمشان را براي ارضاء احساسات استفاده مي كردند به جاي استفاده براي قطعات بافته شده. اكثر قطعات بافته شده نقش هايي دارند كه به طور مستقيم با نقشه اي حسي ارتباط دارند. اما چيزي كه نمونه هاي بافته شده در غرب، نمايش ميگذارند بافت هايي با گره هاي پرپشت و گال مملينگ هم نقشي است كه به طور مكرر ديده مي شود. برخي از اين قو ها نوعي فرش را مي بافند كه منحصر به خود آنان است و جولمير ناميده مي شود. اين فرش به عنوان فرش خواب استفاده مي شود. جولميرها به عنوان يك قطعه بافته مي شوند يا از نوارهايي كه در هم دوخته شده اند ساخته مي شوند.

  
نویسنده : دکتر سيد علي مجابی ; ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٦/٢۳


ترجمه کتاب فرشهای شرقی ـ فصل سوم

عاطفه پیروز

استاد راهنما:عبدالله احراری

ناشر:www.rugart.org

تاریخ نشر:(6/فروردين/1386)

 

فرشهاي چين ، تركستان شرقي و تبت :
فرش هاي اين مناطق با هم در نظر گرفته مي شوند زيرا تأثير نقش سنتي چين روي تمام آنها آشكار است . با اينكه هرناحيه سنتهاي خاص خود را در نقش و رنگ و بافت دادند.


فرش هاي چيني :
فرشهاي چيني نقش ها و رنگ ها يي كه در پارچه ها و كنده كاري روي چوب و سفالگري هستند ورا به نمايش مي گذارند هنر بافت فرش ممكن است با تجاوز مغول ها به چين آمده باشد . چيني ها براي اولين بار فرش را به عنوان پوشش روي زمين يا مبلمان استفاده مي كردند . در حاليكه فرش هاي خاصي براي دور ستون ها در صومعه ها و قصرها بافته شدند . ديگر نوع بافت پوششي زين اسب بود . فرش هاي چيني در كارگاه ها بافته مي شد و مي توان آنها را به عنوان فرش هاي شهري در نظر گرفت . ابتدا نقش هاي گل بوته اي با تلفيق با اژدها ، ققنوس و ديگر سمبل هاي خجسته كه حيوانات ، ميوه ها و گلها بودند ، مورد استفاده قرار مي گرفتند . تعدادي از نقش هاي هنري در هر دوي زمينه و حاشيه بكار مي روند . نقش ها سرتاسري و مركزي هستند ، رنگ ها بر اساس زماني كه بافته مي شدند متفاوتند اما معمولترينشان آبي و آجي و زرد هستند و قرمز هم به ندرت استفاده مي شد . سايه هايي از قهوه اي تباه كننده در مناطق كوچكي در نقشه استفاده مي شدند . عمده ترين رنگ در فرش هاي قديمي ( آن هايي كه در سال هاي اول قرن نوزدهم بودند ) زرد بود و آبي هم در طول مدت قرن رنگي اصلي شد . در سالهاي ورود به قرن بيستم فرش رشد سريع فهرست هاي نقش شروع شد و اين امر تقريباً در تمام فرش هاي چيني از 1920 به بعد ديده مي شود .
نواحي توليدي :
(Ning Hsia) فرش هايي توليد مي كند با رنگ زرد به عنوان رنگ غالب ، فرش هاي (paotou) اكثراً رنگ آبي عاجي و فرش هاي (peking) به اندازه ي يك اتاق هستند با زمينه ي آبي و عاجي يا كناره هاي طلايي
نوع گره : متقارن
تراكم گره : قطعات بسيار قديمي دانه درشت هستند و 70-40 گره در هر 5/6 سانتي متر مربع دارند . فرش هايي ميانه و آخر قرن نوزدهم 90-60 گره در همان منطقه دارند .
نخ هاي چله و پود : از كتان رنگ نشده براي هر دو استفاده مي شد .
لبه و انتهاي فرش : براي قطعات جديد تر از حاشيه گذاري استفاده مي شود اما براي قطعات زمان هاي دورتر از كتان قالب گرفته شده استفاده مي شود . مقدار تقريباً 5/2 سانتي متر از گليم بافته مي شد و ريشه ها بيش از 5/12 سانتي متر نبودند .
اندازه و شكل : اكثراً قالي هستند و با اينكه قاليچه هم استفاده مي شود . پوشش روي صندلي و پشت صندلي در paotou و Ning Hsia توليد مي شد .

بافندگي شرق دور (مغولستان و تركستان ) :
اين دو منطقه معمولاً به عنوان يك ناحيه شناخته مي شوند ( گاهي تركستان شرقي هم خوانده مي شود ) و شهرهاي اصلي آن سمرقند ، تاشكند ، ياركنر، كشمير و ختن هستند كه اكثراً در راه جاده ابريشم قرار دارند . تاثيرها روي بافندگي فرش زياد و گوناگون بود و بعد از اينكه مكان هاي روش ايجاد نشد و مورد نامگذاري قطعات سردرگمي هايي بوجود آمد . با وجود اين سردرگمي اكثراً اين امر را پذيرفتند كه تمام قطعات ابريشمي مربوط به ختن مي شود ، همينطور قطعاتي كه يك طرح سرتاسري شبكه اي و داربستي از ساقه ها و گل ها داشتند كه غالباً روي يك زمينه ي زرد يا آبي بودند مربوط به همين منطقه است . Saph هاي پلي كروم درخشان در ختن توليد شدند در قرن نوزدهم .
فرش هاي اناري - مانند برخي فرش هاي گل بوته اي و اكثراً فرش هاي حلالي – معمولاً يكي از 3 حاشيه ي تركستان شرقي را دارا مي باشد . برخي از نمونه هايي كه نقشش تكرار شده وجود دارند كه برخي به عنوان گال و بقيه به عنوان مدالي مشخص مي شوند .
چين :
بافندگان در سرزمين ابريشم با وجود اينكه به طور تاريخي با پند و امثال طرح هاي مغولي مورد تاثير قرار گرفته اند قطعاتي را خلق كرده اند در اشكال مختلف و با اهداف متفاوت از آنچه در تركستان شرقي وجود دارد . همينطور برخي نقش هاي مكرر طراحي به يك هزاره ي قبل بر مي گردند پرندگان ، بوته هايي كه از تپه هاي كوچك روييده مي شود ، ابرها ، زائرين و گل ها در ميان برگ ها و پيچك هاي عربي ، تاثير مغولي در اكثر اشكال هنري قابل مشاهده هستند . اكثر اين نقش هاي مكرر معاني سمبوليك دارند كه از نظر آهنگ كلام با هم مربوط هستند و بقيه قسمتي از اسطوره ي چيني هستند . در حاليكه بقيه بناهايي را نشان مي دهد مانند چهار سمبل دستاوردهاي آقا منشاز ( موزيك ، شطرنج ، شعر و نقاشي ) . گروهي از فرش هاي قرن نوزدهم مضمون هاي بودايي را به تصوير مي كشد .
تبت :
بافندگي تبتي با قطعاتي براي نشستن يا خوابيدن رويش ، يا براي استفاده به عنوان زين يا پوشش حيوانات ، شناخته شده است . اكثر قطعاتي كه به عنوان فش هاي اصيل بافته مي شوند به 100 سال اخير بر مي گردد و نقش هاي اصلي طرح هاي خارجي را در هم آميخته دارد .
فرش هاي تركستان شرقي :
فرش هاي تركستان شرقي از Xinjang غربي ترين استان چين است . جمعيت بومي تركي هستند نه چيني Han . فرش هاي زيادي در اين مكان براي قرن ها بافته مي شده – غالباً در كارگاه ها – و در طرح و رنگ گوناگون بوده كه اين امر نشانگر تاثير عقايد و فرهنگ هاي اسلامي ، بودايي و چيني مي باشد . نقش ها گل بوته اي و مصنوعي هستند و آذين گلاني كه در اين فرش ها استفاده مي شود (coffered Gul) ناميده مي شود . نقش ديگري كه در مكاني ديگر يافت نمي شود نقش اناري يا كوزه اي است . طرح هاي مشبك چيني و نقش هاي بافتي مورد استفاده قرار مي گيرد . از هر دوي طرح هاي مركزي و سرتاسري استفاده مي شود با 3 مدالي معمول در اطرافش . مدالي ها ممكن است نقش هاي گل بوته اي چيني را دارا باشند و يا (coffered Gul) . اين نوع طرح ريشه ي بودايي دارد . برخي قطعات طرح هاي سرتاسري و مدالي فارسي را دارا مي باشند . رنگ ها اصولاً مايه هاي ملايم دارند و اغلب زرد مورد استفاده قرار مي گيرد . مي توان رنگ سبز پررنگ را مشاهده كرد و قهوه اي ها معمولاً طبيعي هستن .
نواحي توليدي :
بافندگي فرش براساس طرح و شاخصه هاي ساختاري به ختن ، ياركان و كشمير بر مي گردد . فراوان تريين آثار به ختن ( تمام طرح ها ) منسوب مي شود و فرش هاي ابريشمي معمولاً به ياركان و كشمير .
شاخصه هاي اصلي فرش ها :
نوع گره : نامتفارن
تراكم گره : از 90-40 گره در هر 5/6 سانتي متر مربع . فرش هاي ابريشمي تراكم گره اي بالاتري دارند .
نخ هاي چله و پود : چله ها كتان هستند و پودها ممكن است كتان و پشمي باشند . اكثراً 3 رشته پود بي رديف گره ها دارند .
لبه و انتهاي فرش : حاشيه گذاري و قالب گيري هم استفاده مي شود . گليم معمولاً بين 5/2 تا 5 س مي باشد .
اندازه و شكل : كناره هاي پهن كه طولش 2 در 5/2 برابر عرضش مي باشد ، فرش هاي اندازه ي اتاق و تعداد كمي از سجاده هاي نماز . تعداد كمي از قطعات مفيدتر كه بافته شده اند اكثراً زين و خورجين شده اند .
فرش هاي تبتي :
فرش هاي تبتي داراي رنگهاي تند و نقش هايي هستند كه به بودا مربوط مي شدند يا تحت تأثير چيني ها قرار دارند .
اين فرشها ترجيحاً بافت هاي روستايي هست با يك تكنيك منحصر به فرد . اين فرش ها با يك تكنيك گره اي كه در آن رشته هاي پرز دور يك ميله گره مي خورند بافته مي شود . هنگاميكه يك رديف تمام مي شود گره ها بريده مي شوند . گره هايي ايجاد شده ممكن است متفاوت يا نامتقارن و يا انواع ديگر گره باشند . اكثر فرش هاي تبتي براي نشستن، خوابيدن و نمازخواندن در رويش بافته مي شوند در حاليكه برخي قطعات نفيس مانند زين ها هم توليد مي شوند . نقش ها گل بوته اي ، تجسمي ( شامل نقش هاي تكراري از اژدها ، ققنوس ، شيرهاي برفي ، ببرها و خفاش ) ، معنوي و هنري هستند . طرح ها سرتاسري يا مركزي هستند و كناره ها معمولاً فقط در انتهاي فرش ديده مي شوند . فرش هاي تبتي روشن هستند و رنگ قرمز در آن بارز است كه از رنگ هاي مصنوعي استفاده مي شود . رنگ هاي نارنجي و آبي و زرد معمولاً به عنوان رنگ هاي زمينه استفاده مي شوند .
نواحي توليدي
شهرهاي Shigatse و Gyantse مراكز بزرگ هستند اما بافت فرش به صورت گسترده اي انجام مي شود .
نوع گره : گره بريده (همانطوريكه قبلاً اشاره شد ) .
تراكم گره : از 30 تا 100 گره در هر 5/6 سانتي متر مربع .
چله و پود : چله ها پشمي و پود ها پشمي يا كتاني هستند .
انتهاي فرش و لبه ي فرش : اكثر فرش ها انتهاي فرش قالب گيري شده و حاشيه گذاري شده ندارند اما به شكلي ساده لبه ي چله و پودها هستند زيرا لبه هاي نمدين و پشتيبان اضافه مي شوند . گليم تقريباً 5/2 س است .
اندازه و شكل : فرش خواب (خادن ) 90 سانتي متر تا 180 سانتي متر است : زيرا اندازه ها ( خاگانگما ) 90 در 90 مي باشد ، فرش جلوي در (گويد ) 120 در 150 س است . فرش هاي وسيع اتاق ( سادن ) 180 س در 270 س است و فرش ستون ( كاتوم ) 90 س در 180 س است . برخي قطعات نفيس براي مثال فرش هاي روي زين (ماكدن و ماشو ) و فرش هاي روي صندلي (سيگيار بيا) هم مانند تزئينات پيشاني حيوانات بافته مي شوند .

  
نویسنده : دکتر سيد علي مجابی ; ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٦/٢۳


ترجمه کتاب فرشهای شرقی ـ فصل دوم

عاطفه پیروز

استاد راهنما:عبدالله احراری

ناشر:www.rugart.org

تاریخ نشر:(5/فروردين/1386)

 

 فصل دوم
دسته بندي بر اساس نوع زندگي و محل زندگي
كوچ كننده ( عشاير )
روستا
شهر
يك رويكرد جغرافيايي
تركيه
قفقاز
ايران و فارس

دسته بندي بر اساس نوع زندگي و محل زندگي :
فرش ها براساس دو راه اصلي تقسيم بندي مي شوند : نوع زندگي بافندگان ومنطقه ي جغرافيايي كه فرشها در آن ها بافته مي شوند . نوع زندگي به اين اشاره دارد كه بافندگان از چه راهي زندگي مي كنند ، كجا زندگي مي كنند هدفشان از بافندگي چيست ؟ هر فرش فاكتورهايي از روش زندگي بافندگان – شهر ي – روستايي – عشايري را نشان مي دهد .
كوچ كننده ( عشاير ) :
زندگي عشايري در ساده ترين نوع خود بيانگر مردمي است كه زندگمي جابجايي دارند و از مكاني به مكان ديگر كوچ مي كنند . آن ها گوسفند ، اسب ، شتر و بز پرورش مي دهند و كاملاً بر حيوانات و زمينشان وابسته اند . مردم كوچ كننده بر روي دارهاي قالي قابل حمل مي بافند و رنگ ها را از گياهان خود رو مي گيرند . بافندگان عشايري از نقش و نگارهاي نسبتاً محدود ي استفاده مي كنند . موارد زير د رمورد اين فرشها قابل بررسي هستند .
اجزاء تشكيل دهنده : چله و پود پشمي ، ابريشم به شكل پولكي استفاده مي شود.
رنگ ها : ا ز3 تا 7
لبه و انتها ي فرش :لبه معمولا ً بايك حاشيه گذاري تمام مي شود ، لبه ها صاف نيستند و انتهاي فرش ممكن است ازنظر پهنا متفاوت باشد . گليم نقش دار يا صاف 5/2 سانتيمتر – 30 سانتيمتر در عرض . ريشه ي حاشيه معمولاً بين 5/12 سانتيمتر – 25 سانتي متر طول دارد .
بلندي پرز : متوسط تا بلند
انواع نقش : سرتاسري ، ساده ، گوشه دار هنري ، قسمت عمده اش اشكال حيواني و گياهي هستند . حاشيه ها غير قابل تطبيقند.
اندازه ها و اشكال : بسيار زياد
شاخصه هاي تكنيكي : چله ها در يك سطح ، فشرده نشده ، با تراكم گره اي تقريباً 80 گره در هر 5/6 سانتي متر مربع بافته مي شوند.

روستا :
بافندگاني كه در اجتماعات كشاورزي زندگي مي كنند از بز و گوسفند واسب نگهداري مي كنند و گياهاني همچون كتان را مي كارند كه ممكن است به جاي پشم از آن استفاده كنند . نوع زندگي روستايي دارهاي قالي ثابت و ايستاده را شامل مي شود . تعداد چيزهايي كمه براي رنگ از آنها استفاده مي كنند نسبت به زندگي كوچ نشيني بيشتر است . قادرند در مدت زمان بيشتري ببفاند و فرش هايي كه مي بافند براي فروش و استفاده هاي خاص هستند . به دليل تعامل اجتماعي بيشتر طرح ونقش ها ي متنوع تري دارند . فاكتورهاي زير خاص فرش هايي هستند كه توسط مردم روستاها بافته مي شوند .
مواد تشكيل دهنده : چله هاي كتاني ، پودها ي كتاني يا پشمي . ابريشم به مقدارخيلي كم يا در مصارف خاص استفاده مي شود .
رنگ ها از 5 تا 10 – با گوناگوني در رنگ ها ي آبي و سبزهاي خاص
لبه ها و انتهاي فرش : لبه هاي قالب گرفته شده ا زهمه معمول ترند با تنها كمي تفاوت د رعرض د رلبه ها گليم 5/2 تا 5 سانتي متر عرض . ريشه( معمولاً قلاب هاي چله ) 5/2 تا 10 سانتي مترطول هستند .
طول پرزها : متوسط تا كوتاه
انواع نقش : سرتاسري يا مركزي ، هنري و گل بته اي اما گوشه دارد نه گرد شده . گوشه ها تطبيق داده شده نيستند.
اندازه و شكل : فرش هاي زمين از 60 تا 120 سانتي متر و 330 تا 550 سانتيمتر . بافندگان روستايي فرش هايي مي بافند كه كاربردي ترند .
شاخصه هاي تكنيكي : چله ها دريك سطحند اما اكثراً چلههاي فشرده هستند . تراكم گره اي اكثراً 120-60 گره در هر 5/6 سانتي متر مكعب هستند.
شهر:
شهرنشيان ظرفيترين فرشها را مي بافند . بافندگي يك فعاليت تثبيت شده ي تجاري است و در كارگاه هاي اداره مي شوند كه دارهاي قالي ثابت هستند . بافندگي بين تعدا د بسياري مهارت هاي خاص ميان استادكاران تقسيم شده است . نمي توان گفت كه يك شخص يك فرش شهري را بافته فاكتورهاي زير مخصوص فرش هاي شهري هستند .
مواد تشكيل دهنده : چله ها و پودها در درجه اول كتان هستند و پود معمولاً پشم است . ممكن است براي چله ، پود و پرز از ابريشم استفاده شود .
رنگها از 8 تا 12
لبه ها و انتهاي فرش : لبه ها در درجه اول با يك لبه قالب گرفته شده ي كتاني تمام مي شوند . به دليل شكل پايدار انتهاي فرش در عرض مساوي هستند . گليم عرض هاي مختلفي را در بر مي گيرند . وريشه 10 -5/2 سانتي متر درازاء دارد .
طول پرز : متوسط تا كوتاه
طرح ونقش : اكثراً قوس دا ر با گوشه هاي غير قابل تطبيق . اكثراً نقش ها مدالي به سبك عربي هستند . از نقش ها سرتاسري هم استفاده مي شود .
اندازه و شكل : تقريباً همه فرش و قالي هستند
شاخصه هاي تكنيكي : بيشتر فرشها با تراكم چله بافته مي شوند . واكثراً بيشتر از 100 گره در هر 5/6 سانتي متر مربع دارند و به تعداد 300 تا 600 عدد معمولي است .
يك رويكرد جغرافيايي :
مناطق سنتي بافت فرش تركيه ، قفقاز ، ايران ، آسياي مياني و چين است .فرش هاي هر منطقه شاخصه هاي تكنيكي خاص خود را دارد كه مهمترين آنها راتوضيح مي دهيم .
تركيه :
نوع گره : متقارن
تراكم گره : پر پشت تا متوسط 90 -40 گره در هر 5/6 سانتي متر مربع با اينكه فرشهاي شهري از تراكم گره اي بالايي برخوردارند .
نخ هاي چله و پود : چله ( اغلب رنگ قرمز ) و پود در فرش هاي عشايري و روستايي پشمي است و كتان در فرش هاي شهري بكا ر مي رود . ابريشم هم خيلي كم در فرش ها ي روستايي و عشايري ديده مي شود و درحاليكه فرش هاي شهري ممكن است تماماً ابريشم بافته شوند .
رنگ ها : بسيار گسترده ، بنفش ، زردها ، نارنجي ها ، سبزها ،سرخ روشن به شكلي خاص
اندازه و شكل : متنوع اما فرشهاي كوچك و سجاده معمولي هستند . روستايئان و عشاير كيف هم توليد مي كنند.
طرح ونقش : همه اقسام با اينكه نقش هاي هنري و گل بته اي گوشه اي قمست عمده را تشكيل مي دهند.
شاخصه هاي تكنيكي : انتهاي لبه هاي اكثراً حاشيه گذاري هستند . ريشه ها يا كوتاهند ويا بلند و گليم 18- 10 سانتي متر عرض دارد . طول پود متنوع است . تراكم چله بيشتر درفرش هاي شهري است
قفقاز:
نوع گره : متقارن
تراكم گره : معمولاً 40 تا 120 گره در 5/6 سانتي متر مربع
نخ هاي چله و پود : چله و پود پشمي ( پودهاي طبيعي هستند و رنگ شده اند ) با اينكه كتان هم مورد استفاده قرارمي گيرد .
رنگ ها : قرمز – آبي – زرد – سبز – نارنجي – بنفش و قهوه اي
اندازه و شكل : فرش ها 60 در 120 سانتي متر تا 180 تا 245 سانتي متر هستند . فرشهاي شهر هاي بزرگ 5/2 برابر درعرض هستند . بيشتر خورجين و سجاده بافته مي شود .
طرح ونقش : هنري و گوشه دار با نقش هاي مدالي و سرتاسري اجزاء پركننده كوچكي روي زمينه پخش شده اند . حاشيه كنار ي غير قابل تطبيقند ، فرشهاي شهري طرح هاي فارسي دارند .
شاخصه ها ي هنري : انتهاي فرش ها حاشيه گذاري هستند و قالبگيري شده اند . حاشيه هايي كه 8 تا 18 سانتي متر هستند . انتهاي گليم حداكثر 5 تا 10 سانتي متر پهنا دارند . طول پرز متفاوت است .
ايران و فارس :
اين منطقه شامل قزاقيستان ، ازبكستان ، تركمنستان ، گرجستان مي شود .
تراكم گره : 30 تا 200 گره در هر 5/6 سانتي متر مربع
نخ هاي پود وچله : پشم
رنگ ها : قرمز عمدتاً
اندازه و شكل : متنوع
طرح ونقش : هنري و نقش هاي سرتاسري با لبه هاي غيرقابل تطبيق
شاخصه هاي تكنيكي : پايان لبه ها اكثراً حاشيه گذاري هستند . انتهاي گليم ممكن است 5 تا 35 سانتي متر در عرض باشد . ريشه ها 15 تا 25 سانتي متر طول دارند . عمق پرز متنوع است .
چين :
نوع گره : غير متقارن روش حلقه زدن در تبت مورد استفاده قرار مي گيرد
تراكم گره : عادي تا پر پشت 40 تا 80 گره در هر 5/6 سانتي متر مربع
نخ هاي پود و چله : غالباً كتان اما در فرش ثبتي و اينجيانگ قديم براي پود از پشم استفاده مي شود .
رنگها: رنگها در مناطق مختلف متفاوتند .
شكل و اندازه : فرش هاي چيني اغلب بزرگند اينجيانگ متوسط و تبت كوچكترند .
طرح ونقش : چيني از نقش هاي مركزي و سرتاسري استفاده مي كردند . گوشه هاي حاشيه مطابق هم نبودند .
شاخصه ها ي تكنيكي : لبه ها در كتان با حاشيه گذاري و در اينجيانگ با قالب گيري حاشيه تمام مي شوند . ريشه ها 5 تا 5/12 سانتي متر طول داشته و گليم با 5/2 تا 10 سانتي متر عرض تمام مي شد. عمق پرز ضخامت زيادي دارد به استثناء برخي فرشهاي اينجيانگ . 

  
نویسنده : دکتر سيد علي مجابی ; ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٦/٢۳


كشف شواهد مستند از وجود قاليچه‌هاي پرنده در ايران

نيما ملک محمدي

ناشر:ميراث خبر

تاریخ نشر:(11/تير/1383)

 

قرن‌ها پس از آن كه قاليچه‌هاي پرنده تنها يك افسانه هزار و يك شبي تصور مي‌شد، هنري بك، كاشف فرانسوي، شواهد مستند از وجود قاليچه‌هاي پرنده در ايران يافته است...

 

 گروه بين الملل ـ نيما ملک محمدي ــ قرن‌ها پس از آن كه قاليچه‌هاي پرنده تنها يك افسانه هزار و يك شبي تصور مي‌شد، هنري بك، كاشف فرانسوي، شواهد مستند از وجود قاليچه‌هاي پرنده در ايران يافته است.
هنري بك در سرداب‌هاي زيرزميني قلعة الموت، در نزديكي درياي خزر، طومارهايي يافته است كه شواهد جديدي در مورد قاليچه‌هاي پرنده به دست مي‌دهند. اين طومارها كه به طرز خارق‌العاده‌اي سالم مانده‌اند، در اوايل قرن سيزدهم ميلادي توسط يك محقق يهودي به نام اسحاق‌ بن شريره نوشته شده‌اند.
پس از آن كه پروفسور جي. دي. سپتيموس، زبان شناس مشهور اين متون را از زبان فارسي به انگليسي ترجمه كرد، اين دست‌نوشته‌ها باعث جنجال‌هاي زيادي در جامعه علمي جهان شدند. مدت كوتاهي پس از انتشار ترجمه اين متون، كنفرانسي با حضور كارشناسان برجسته بين‌المللي در مدرسه مطالعات شرقي و آفريقايي لندن برگزار شد. بسياري از مورخان با حمله به بك، اين دست نوشته‌ها را جعلي خواندند. اما پروفسور سپتيموس كه به خاطر عدم شركت بك در اين كنفرانس به خاطر تولد فرزندش دفاع از او را به عهده داشت، گفت كه اين متون بايد به طور دقيق مورد بررسي قرار بگيرند.
قدمت اين دست نوشته‌ها اكنون در انستيتوي لئوناردو داوينچي شهر تريست، به كمك روش راديو كربن در حال تعيين است.
بنا بر نوشته‌هاي بن شريره، حكام مسلمان قاليچه‌هاي پرنده را وسيله‌اي شيطاني مي‌دانسته‌اند و به همين خاطر دانش و سازندگان آن را سركوب كرده‌اند و ردپاي آن را از تاريخ به دقت پاك كرده‌اند. هرچند قاليچه‌هاي پرنده تا اواخر قرن سيزدهم ميلادي بافته و فروخته مي‌شده‌اند، اما استفاده از آن در انحصار افراد خاصي بوده است.
بنا بر يادداشت‌هاي بن‌شريره، نخستين اشارات به قاليچه‌هاي باستاني در دو متن باستاني صورت گرفته است. يكي از اين كتاب‌ها، مجموعه‌اي از ضرب‌المثل‌ها است كه توسط شامشاد، وزير نبوكدنزر پادشاه بابلي جمع‌آوري شده است و منبع ديگر، مجموعه‌اي از گفتگوهاي باستاني است كه توسط شخصي به نام ژوزفوس نگاشته شده است.
بر اساس نوشته‌هاي بن شريره، قاليچه‌هاي پرنده‌اي كه مي‌توانستند چند متر بر فراز زمين شناور باشند، نخستين بار توسط كيمياگران و صنعت‌گران دربار ملكه صبا ساخته شد و ملكه صبا آن را به نشانه عشق خود براي حضرت سليمان فرستاد. اما وقتي ملكه صبا خبر برخورد سرد حضرت سليمان را با هديه‌اش شنيد، دل‌شكسته شد و صنعت‌گران خود را از دربار بيرون كرد. اين صنعت‌گران در نهايت در ناحيه بين‌النهرين و در نزديكي شهر بغداد ساكن شدند و كسب و كار خود را ادامه دادند.
بن شريره در يادداشت‌هاي خود به توضيح چگونگي كار اين قاليچه‌هاي پرنده مي‌پردازد، اما متاسفانه اكثر اصطلاحات و عبارات فني به كار رفته در اين قسمت قابل فهم نيستند. اما از قسمت‌هاي قابل خواندن متن چنين برمي‌آيد كه قاليچه‌هاي پرنده هم مانند قاليچه‌هاي معمولي روي دار بافته مي‌شده‌اند و تفاوت آن‌ها با قاليچه‌هاي معمولي در مرحله رنگرزي بوده است. صنعتگران دربار ملكه صبا گِل مخصوصي «به دست آمده از چشمه‌هاي كوهستان» كشف كرده بودند كه هنگامي كه در معرض حرارت شديد، «داغ‌تر از آتش حلقة هفتم جهنم» در ظرفي محتوي روغن يوناني قرار مي‌گرفت، خاصيت ضد مغناطيسي پيدا مي‌كرد. با توجه به مغناطيس بودن كرة زمين، و وجود ميليون‌ها محور مغناطيسي كه از قطب جنوب تا قطب شمال كشيده شده‌اند، قاليچه‌هايي كه الياف شان به اين گل آغشته مي‌شد مي‌توانستند از سطح زمين فاصله بگيرند. اين فاصله با توجه به غلظت و ميزان گل به كار رفته، از يك متر تا چند ده متر مي‌رسيد. محورهاي مغناطيسي مانند ريل‌هاي هوايي عمل مي‌كردند و قاليچه مي‌توانست در امتداد اين محورها پيش رود.
بر اساس يادداشت‌هاي بن‌ شريره، كتابخانه اسكندريه تعداد زيادي از اين قاليچه‌هاي پرنده را در اختيار داشته است و آن را براي گردش ميان قفسه‌هاي مملو از پاپيروس كتابخانه در اختيار مراجعه‌كنندگان به كتابخانه مي‌گذاشته است. اين كتابخانه كه در يك زيگورات قرار داشته است، بيش از 40 هزار طومار خطي در اختيار داشته است كه توسط سيصد نسل از كاتبان نگاشته شده بود. سقف اين كتابخانه آن‌قدر بلند بوده است كه بسياري از مراجعه‌كنندگان ترجيح مي‌داده‌اند به حالت شناور در هوا و روي قاليچه‌هاي پرنده مطالعه كنند. بر اساس يادداشت‌هاي بن شريره، ساخت قاليچه‌هاي پرنده در سرزمين‌هاي اسلامي به دو دليل سركوب شد. نخست اين كه حكام مسلمان مي‌گفتند بشر قرار نيست پرواز كند و قاليچه‌هاي پرنده باعث به هم خوردن نظم امور مي‌شوند. دليل دوم بيشتر اقتصادي بود. بسياري از اشراف و ثروتمندان عرب ثروت خود را مديون گله‌هاي شتر و اسب خود بودند و دل‌شان نمي‌خواست چند صنعتگر فقير و بي‌چيز با ساخت قاليچه‌هاي پرنده كسب و كار آن‌ها را نابود كنند.
قاليچه‌هاي پرنده در زمان حكومت خلفاي اموي و عباسي به شدت سركوب شدند و در نهايت در سال 1226 ميلادي و با حمله مغول‌ها به آسياي مركزي، در هرات و بلخ و بخارا حمام خون به راه افتاد. مغول‌ها در جريان غارت و تاراج خود، چند قاليچه پرنده هم پيدا كردند و هنگامي كه مردي به آن‌ها گفت اين قاليچه‌ها تيزروتر از اسب‌هاي پاكوتاه مغول‌ها هستند، چنگيزخان چنان از اين توهين برآشفته شد كه سر مرد را از تنش جدا كرد و دستور داد تمام قاليچه‌هاي پرنده قلمروي وسيعش را جمع‌آوري و نابود كنند.

منبع: MEANJIN Magazine

  
نویسنده : دکتر سيد علي مجابی ; ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٦/٢۳


فرشبافي در دوره سلجوقيان ( 591 - 429 ه . ق )

 در خصوص قاليهاي دوره سلجوقيان بويژه سلاجقه ايران كمتر مطلبي تاكنون به رشته تحرير درآمده كه با قطعيت فرش بافي ايران در زمان تسلط سلاجقه را به اثبات رساند اما از آنجايي كه تعداد هشت قطعه قالي از دوران حكومت سلاجقه در آسياي صغير به دست آمده استنباط جهان غرب بويژه دانشمندان ترك بر آن است كه در اين دوره قاليبافي ايران در اضمحلال كامل به سر مي برده است. در اين ارتباط دكتر علي حصوري دلايلي در خصوص وجود سنت قاليبافي در اين دوره و حتي ايراني بودن تكه هاي پيدا شده در تركيه ارائه داده كه در اين جا به نقل آن مي پردازيم. علي حصوري معتقد است:

«در تاريخ قالي خاورميانه مسئله اي وجود دارد كه چندان مورد بحث قرار نگرفته و همين امر باعث شده است كه مطالب مطرح شده واقعي تلقي و پذيرفته شود. در آسياي صغير فرشهاي متعلق به قرن هشتم هجري از مساجد و بقاع معروف (بويژه مسجد علاء الدين در قونيه) به دست آمده است.

از آنجايي كه بخشي از اين دوره مقارن با پادشاهي سلاجقه روم مي شود، فرش هاي اين دوره با نام سلجوقي شهرت يافته است. ضمناً گرايش هاي قوي پژوهشگران تركية امروز و محدوديت دانش  بي توجهي محققان غربي باعث شده كه قالي هاي آن عهد كه بافندگانشان ترك نبوده اند و ربطي با تركان نداشته اند (جز داشتن حكومتي سلجوقي) قالي ترك قلمداد شود و به سابقه و تاريخ قالي ترك فصل مهمي بيفزايد خوشبختانه مينياتورها و آثار ديگري كه از آن قرن ها باقي مانده به ما اين امكان را مي دهد كه به بررسي اين قالي ها بپردازيم.»

وي در ادامه استدلالهاي خود مبني بر منشأ غير ترك بودن قالي سلجوقي و ويژگيهاي فني و صوري (نقش) آن مي پردازد و معتقد است مشخصه فني قاليهاي سلجوقي داشتن گره تركي است. امروزه ديگر كاملاً مشخص شده است كه اين گره ربطي به تركان ندارد زيرا تركان در سرزمين اصلي خويش گره فارسي به كار مي برند و تنها تركاني گره تركي دارند كه يا به غرب ايران مهاجرت كرده باشند يا قالي بافي را از اهالي غرب ايران ياد گرفته باشند. اين خود بدان معني است كه گره تركي از ويژگيهاي فني سنت قاليبافي شمال غربي ايران است به طوري كه در تمام شمال غرب ايران تا اران در قفقاز، در آسياي صغير و غرب ايران (كردها و لرها) به جز اقليتي در سنه قديم و سنندج كنوني، حتي كردهاي مقيم عراق كه بندرت قالي بافته اند گره تركي به كار برده اند و مي برند. در واقع گره تركي گره سكاها است كه در حيطه زندگي آنان رواج يافته است. اگر اين گره از آن تركان باشد بايد در شرق و شمال ايران نيز رواج باشد كه نيست. از طرف ديگر مي دانيم كه سلجوقيان مخصوصاً از زمان خواجه نظام الملك به بعد گرايش بيشتري به زبان فارسي پيدا كردند و حتي آخرين شاهان اين سلسله به فارسي شعر مي گفتند. مدارك زيادي مبني بر علاقه سلاجقه به فرهنگ ايراني در دست است. از جمله سلاجقه روم نه تنها زبان فارسي را زبان رسمي دربار خود كردند بلكه وزراي خويش را از ايرانيان برگزيدند و آيين كشورداري آنان كاملاً ايراني بود. سلاجقه روم حتي نام شاهان اساطيري و تاريخي ايران پيش از اسلام مانند كيخسرو، كيكاووس، كيقباد، و... را بر خود مي نهادند در دوره سلاجقه روم فرهنگ ايراني اسلامي در آسياي صغير شدت گرفت و پايه اي شد براي حكومت تركان عثماني . آنان حتي كاخهاي خود را با تصاوير شاهنامه مي آراستند و زبان فارسي تا قرن هشتم هجري مهمترين زبان متداول در آسياي صغير بود و تا قرن هشتم كه موج جديدي از تركان به آسياي صغير رسيد، كتابهاي فراواني به فارسي نوشته شد. در اين جا اين سوال مطرح است كه پادشاهاني كه در تمام جنبه هاي زندگي خود و حتي نام فرزندانش از ايرانيان الگو مي گرفته اند و پشتيبان فرهنگ ايراني بوده اند چگونه ممكن است از قالي تركي استفاده كرده باشند؟ اگر سلجوقيان نخستين تركاني بودند كه بر آسياي صغير تسلط يافتند قالي بافي را چگونه به آنجا بردند؟ سلجوقيان اصلي كه در ايران حكومت كرده اند چرا قالي سلجوقي نداشتند و حتي در يك نوشته تاريخي نامي از قالي سلجوقي- چه در آسياي صغير چه در ايران ديده نمي شود؟ آنگاه يكي از شاخه هاي اين سلسله به نام سلاجقه روم آن هم دور از خاستگاه خود و دور از ايران كه وطن دوم شان بود قالي سلجوقي داشته اند؟ واقعيت اين است كه اين قالي ها نه تنها سلجوقي نيست بلكه اصلاً ترك نيست. در آن روزگاران در تمام ايران و از جمله در قفقاز و اران قالي ايراني بافته مي شد همچنين نكته اي كه از آن معمولاً غفلت مي شود اين است كه بيشتر ساكنان قديم آسياي صغير در دورة سلجوقيان روم، ترك نبوده اند بلكه در آن منطقه ارمنيان و مليت هاي ديگري قالي مي بافتند.

از طرفي همگي اين قالي هاي به اصطلاح سلجوقي داراي طرحهايي بوده است كه در قاليهايي كه در اطراف ايران بافته مي شود، مثلا در قاليهاي تركمن، سيستان، قفقاز و اران بيشتر باقي مانده است تا در قاليهاي مركز اين حوزة فرهنگي و شايد يكي از دلايل آن تحولات و بلوغ هنري است كه به علت غناي فرهنگي و شكل گيري مكاتب بزرگ باعث گرديده كه حتي در دورافتاده ترين مناطق روستايي ايران نيز نقوشي همچون اسليمي و لچك و ترنج بافته شود. از اين مسايل كه بگذريم علي حصوري به قدمت نقش هاي قاليهاي سلجوقي اشاره مي كند كه نمونه هاي فراوان و مشابه آن ها را مي توان در ادوار قبل از سلجوقيان مشاهده كرد اگر چه تاكنون قالي دوره سلجوقي در ايران به دست نيامده است اما نقش قالي آنها را مي توان در ديگر آثار ايراني رديابي كرد. در بررسي آثار تاريخي ايران متوجه مي شويم كه اشتراك طرح در بسياري از هنرهاي ايراني وجود داشته مثلا در صد سال گذشته طراحان فرش طراحي كاشي هم مي كرده اند و تعداد زيادي از آنها استادان مينياتوريست يا مذهب و حتي استادان تشعير هم بوده اند مانند بهزاد، سلطان محمد و ... بعلاوه حتي پيش از دوره مغول نقشه هاي مشترك پارچه و فرش هم داشته ايم كه نمونه هايي از آنها همچون محرمات وجود دارد كه در نقاشيهاي پيش از مغول روي لباسها و پارچه ها فراوان ديده مي شود. به همين منظور اگر نقش هايي روي پارچه ها يا بناها و ديگر آثار و و سايل زندگي ديده شود كه بر روي قاليهاي معروف به سلجوقي هم وجود داشته مي توان به سر منشأ مشترك اين نقشها در ميان قومي كه آنها را داشته پي برد. خوشبختانه از اين قسم، آثار باستانشناسي زيادي در دست است تا حدي كه از دوره آل بويه (قرن چهارم هجري) به بعد مي توانيم آثار اين نقشه ها را پيگيري كنيم . در آن زمان هنوز عنصر تركي در ايران مخصوصاً در حيطه حكومت آل بويه وجود نداشته است كه بتواند بر قالي، پارچه و ديگر وسايل كاربردي اثر بگذارد. در مطالب بعدي خواهيم ديد كه همين نقشه ها تا دوره تيموري هم بر روي قالي فراوان به كار مي رفته و از آن دوره به بعد رايج شده است.

منبع : ژوله ، تورج _ پژوهشي در فرش ايران _ انتشارات يساولي

 

  
نویسنده : دکتر سيد علي مجابی ; ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٦/٢۳